dumfound


معنی: متحیر کردن، لال کردن، بلاجواب گذاشتن
معانی دیگر: لال کردن، متحیر کردن، بلاجواب گذاشتن

مترادف ها

متحیر کردن (فعل)
admire, wilder, astonish, dumbfound, dumfound

لال کردن (فعل)
dumb, dumbfound, dumfound

بلاجواب گذاشتن (فعل)
dumbfound, dumfound

انگلیسی به انگلیسی

• astonish, astound, amaze, stun

پیشنهاد کاربران

ریشه کلمه dumbfounded به دو بخش اصلی تقسیم می شود.
بخش اول dumb از ریشه ژرمنی باستان dumbaz آمده که به معنای گنگ یا فاقد قدرت تکلم است. این بخش در انگلیسی میانه هم با تلفظ مشابه به کار می رفت.
...
[مشاهده متن کامل]

بخش دوم founded شکل تغییر یافته ای از فعل confound است. فعل confound از لاتین confundere می آید که به معنای درهم ریختن یا مخلوط کردن است. در انگلیسی این فعل به معنای گیج کردن یا شگفت زده کردن است.
در واقع dumbfounded شکل کوتاه شده عبارت dumbconfounded است که ترکیبی از دو کلمه dumb و confounded بود. این ترکیب از حدود قرن هفدهم میلادی در متون انگلیسی دیده می شود.
معنای تحت اللفظی آن می شود شخصی که آنقدر متحیر و گیج شده که مانند یک فرد گنگ نمی تواند سخن بگوید. این کلمه حالتی از شوک و حیرت شدید را توصیف می کند که موقتاً توانایی صحبت کردن را از فرد می گیرد.
شکل های دیگر این کلمه شامل dumfounded بدون حرف b و نیز فعل dumbfound است.
Deepseek