duck a war

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از جنگ طفره رفتن / از زیر بار جنگ در رفتن
• ( در کاربرد سیاسی و نظامی ) با حیله یا ترفند، خود را از یک درگیری نظامی دور کردن
• ( در کاربرد روزمره ) از یک مسئولیت یا موقعیت دشوار ( مانند جنگ ) فرار کردن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
The president tried to duck a war by focusing on diplomacy.
رئیس جمهور سعی کرد با تمرکز بر دیپلماسی، از جنگ طفره برود.
Some accused the leader of ducking a war to save his own reputation.
برخی رهبر را به طفره رفتن از جنگ برای حفظ اعتبار خود متهم کردند.
The general refused to duck a war and insisted on a military response.
ژنرال از طفره رفتن از جنگ خودداری کرد و بر پاسخ نظامی اصرار داشت.