🔸 معادل فارسی:
• ( پزشکی/ترک اعتیاد ) سم زدایی کردن از الکل، دورهٔ خشکی را گذراندن
• ( اصطلاحی ) از اعتیاد یا عادت مضر دست کشیدن، خود را پاک کردن
🔸 مثال ها:
( ترک الکل ) He checked into rehab to dry himself out before it was too late.
... [مشاهده متن کامل]
قبل از اینکه دیر شود، برای ترک الکل به بازپروری رفت.
( اصطلاحی – سایر اعتیادها ) She knew she had to dry herself out from social media for a while.
می دانست باید مدتی خود را از شبکه های اجتماعی پاک کند ( دوری کند ) .
( محاوره ) I've been drinking every night this week. I need to dry myself out.
این هفته هر شب الکل خوردم. باید سم زدایی کنم.
• ( پزشکی/ترک اعتیاد ) سم زدایی کردن از الکل، دورهٔ خشکی را گذراندن
• ( اصطلاحی ) از اعتیاد یا عادت مضر دست کشیدن، خود را پاک کردن
🔸 مثال ها:
( ترک الکل ) He checked into rehab to dry himself out before it was too late.
... [مشاهده متن کامل]
قبل از اینکه دیر شود، برای ترک الکل به بازپروری رفت.
( اصطلاحی – سایر اعتیادها ) She knew she had to dry herself out from social media for a while.
می دانست باید مدتی خود را از شبکه های اجتماعی پاک کند ( دوری کند ) .
( محاوره ) I've been drinking every night this week. I need to dry myself out.
این هفته هر شب الکل خوردم. باید سم زدایی کنم.