🔸 معادل فارسی:
• خبرچینی محتاطانه ( بدون همکاری رسمی با دولت )
• لو دادن رقبا به پلیس، آن هم بدون شهادت در دادگاه
• در زبان محاوره ای: لو دادن پشت پرده، ضربه زدن بی صدا
• در فضای رقابت های غیرقانونی: حذف رقبا به وسیله پلیس ( بدون اینکه دست خودتان رو شود )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• “Don't worry, I won't testify. It's just a dry beef – they'll never trace it back to me. ”
نگران نباش، شهادت نمی دم. فقط یه خبرچینی پشت پرده است – هیچوقت به من برنمی گرده.
• The FBI got an anonymous tip about the drug shipment. Someone pulled a dry beef.
FBI یک خبر ناشناس درباره ی محموله ی مواد دریافت کرد. یه کسی یه لو دادن پشت پرده راه انداخته.
• In Chicago, dry beef is considered worse than being a regular snitch because you can't prove who did it.
در شیکاگو، خبرچینی پشت پرده از یه مخبر معمولی بدتر محسوب می شه چون نمی شه ثابت کرد کی این کار رو کرده.
• خبرچینی محتاطانه ( بدون همکاری رسمی با دولت )
• لو دادن رقبا به پلیس، آن هم بدون شهادت در دادگاه
• در زبان محاوره ای: لو دادن پشت پرده، ضربه زدن بی صدا
• در فضای رقابت های غیرقانونی: حذف رقبا به وسیله پلیس ( بدون اینکه دست خودتان رو شود )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
نگران نباش، شهادت نمی دم. فقط یه خبرچینی پشت پرده است – هیچوقت به من برنمی گرده.
FBI یک خبر ناشناس درباره ی محموله ی مواد دریافت کرد. یه کسی یه لو دادن پشت پرده راه انداخته.
در شیکاگو، خبرچینی پشت پرده از یه مخبر معمولی بدتر محسوب می شه چون نمی شه ثابت کرد کی این کار رو کرده.