drop the net on

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( دستگیری ) تور را پهن کردن روی، به دام انداختن، دستگیر کردن
• ( کشف/لو رفتن ) رسوایی افشا کردن، پرده را کنار زدن
• ( پایان دادن ) مهر سکوت زدن بر، پایان دادن به ( فعالیت )
...
[مشاهده متن کامل]

• ( عمومی ) گیر انداختن، گرفتار کردن
🔸 مثال ها:
( دستگیری پلیس )
"The cybercrime unit dropped the net on a phishing ring operating out of Eastern Europe. "
یگان جرایم سایبری یک باند فیشینگ را که از اروپای شرقی فعالیت می کرد به دام انداخت.
( افشای فساد )
"The leaked documents dropped the net on years of tax evasion by the corporation. "
اسناد لو رفته، پرونده را از روی سال ها فرار مالیاتی شرکت کنار زد.
( پایان دادن به مزاحمت )
"Neighbors finally dropped the net on the noisy parties by calling the police every night. "
همسایه ها بالاخره با هر شب تماس با پلیس، مهمانی های پرسر و صدا را پایان دادن.
( طنز/روزمره - لو رفتن راز )
"I tried to surprise my wife with a trip, but the airline's confirmation email dropped the net on me. "
سعی کردم همسرم را با یک سفر غافلگیر کنم، اما ایمیل تأیید هواپیمایی، راز را لو داد.