drop in the ocean

انگلیسی به انگلیسی

• small piece of a very large thing, tiny part of something

پیشنهاد کاربران

بخش بسیار کوچکی از چیزی بزرگ
ناچیز
خیلی کم ، بسیار اندک
مثال ها :
1. The amount of money raised was a drop in the ocean compared to what we needed.
1. مقدار پولی که جمع کردیم در مقایسه با پولی که نیاز داشتیم خیلی کم بود.
...
[مشاهده متن کامل]

Her efforts to address the environmental issues seem like a drop in the ocean compared to the scale of the problem.
تلاش های او برای حل مسائل محیط زیست نسبت به مقیاس مشکل، بسیار اندک به نظر می آید.
A hundred thousand may seem a lot, but it’s a drop in the ocean compared to the millions that need to be spent.
صد هزار ممکن است زیاد به نظر برسد؛ اما در مقایسه با میلیون ها دلاری که باید خرج شود، قطره ای در اقیانوس است.

بسیار اندک
خیلی کم
قطره ای از اقیانوس
قسمت کمی از یک چیز بسیار بزرگ