drink with power

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از قدرت سرمست شدن / مستِ قدرت بودن
• غرق در قدرت شدن
• قدرت را چون شراب نوشیدن و عقل را از دست دادن
🔸 مثال ها:
• "Netanyahu and his advisors had been drinking with power for so long that they truly believed Iran would fall into their lap. "
...
[مشاهده متن کامل]

نتانیاهو و مشاورانش چنان از قدرت سرمست شده بودند که واقعاً باور داشتند ایران به دامانشان خواهد افتاد.
• "Generals who drink with power often ignore intelligence that contradicts their desires. "
ژنرال هایی که مستِ قدرت می شوند، اغلب اطلاعاتی را که با خواسته هایشان در تضاد است، نادیده می گیرند.
• "He had been drinking with power for decades and could no longer see his own mistakes. "
او دهه ها بود که از قدرت سرمست شده بود و دیگر نمی توانست اشتباهاتِ خودش را ببیند.