🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Dress simply، Dress modestly، و Dress down:
عبارت Dress simply تقریباً هم معنای Dress plainly است، اما بار مثبت تری دارد و بیشتر بر سادگی به عنوان یک انتخاب سبک تأکید می کند، نه بر فقدان تزئین.
... [مشاهده متن کامل]
Dress modestly به معنای �با حیا و پوشیده لباس پوشیدن� است و معمولاً بار اخلاقی یا مذهبی دارد؛ یعنی پوششی که بدن را می پوشاند و جلب توجه نمی کند، اما لزوماً ساده نیست.
Dress down به معنای �غیررسمی لباس پوشیدن� است و در مقابل Dress up ( رسمی پوشیدن ) قرار دارد؛ یعنی پوشیدن لباس راحت و غیررسمی برای موقعیت های غیررسمی.
اما Dress plainly بر فقدان تزئین و زرق وبرق تمرکز دارد، نه بر میزان رسمی بودن یا میزان پوشیدگی. تفاوت کلیدی این است که Dress plainly می تواند هم درباره ی یک لباس رسمی ساده به کار رود و هم درباره ی یک لباس غیررسمی ساده؛ معیار اصلی، نبود تزئین و تجمل است، نه سطح رسمی بودن.
تفاوت این عبارت با Dress simply، Dress modestly، و Dress down:
عبارت Dress simply تقریباً هم معنای Dress plainly است، اما بار مثبت تری دارد و بیشتر بر سادگی به عنوان یک انتخاب سبک تأکید می کند، نه بر فقدان تزئین.
... [مشاهده متن کامل]
Dress modestly به معنای �با حیا و پوشیده لباس پوشیدن� است و معمولاً بار اخلاقی یا مذهبی دارد؛ یعنی پوششی که بدن را می پوشاند و جلب توجه نمی کند، اما لزوماً ساده نیست.
Dress down به معنای �غیررسمی لباس پوشیدن� است و در مقابل Dress up ( رسمی پوشیدن ) قرار دارد؛ یعنی پوشیدن لباس راحت و غیررسمی برای موقعیت های غیررسمی.
اما Dress plainly بر فقدان تزئین و زرق وبرق تمرکز دارد، نه بر میزان رسمی بودن یا میزان پوشیدگی. تفاوت کلیدی این است که Dress plainly می تواند هم درباره ی یک لباس رسمی ساده به کار رود و هم درباره ی یک لباس غیررسمی ساده؛ معیار اصلی، نبود تزئین و تجمل است، نه سطح رسمی بودن.
🔸 معادل فارسی:
• ساده لباس پوشیدن
• ساده پوش بودن
• بی تکلف لباس پوشیدن
🔸 مثال ها:
• He always dresses plainly, in a simple shirt and trousers.
او همیشه ساده لباس می پوشد، با یک پیراهن و شلوار ساده.
... [مشاهده متن کامل]
• She dresses plainly to avoid drawing attention.
او ساده لباس می پوشد تا توجه ها را جلب نکند.
• The cleric was known for dressing plainly despite his wealth.
آن روحانی با وجود ثروتش، به ساده پوشی شناخته می شد.
• ساده لباس پوشیدن
• ساده پوش بودن
• بی تکلف لباس پوشیدن
🔸 مثال ها:
او همیشه ساده لباس می پوشد، با یک پیراهن و شلوار ساده.
... [مشاهده متن کامل]
او ساده لباس می پوشد تا توجه ها را جلب نکند.
آن روحانی با وجود ثروتش، به ساده پوشی شناخته می شد.