🔸 معادل فارسی:
• تدوین اقدامات / تهیه و تنظیم تدابیر
• طرح ریزی و آماده کردن اقدامات / تدوین مقررات
• تنظیم و نوشتن مجموعه ای از اقدامات
• آماده سازی و تنظیم تدابیر لازم
🔸 مثال ها:
• The government is drawing up measures to tackle inflation.
... [مشاهده متن کامل]
دولت در حال تدوین اقداماتی برای مقابله با تورم است.
• The committee drew up a set of measures to protect consumers.
آن کمیته مجموعه ای از اقدامات برای حمایت از مصرف کنندگان تدوین کرد.
• New measures have been drawn up to prevent fraud.
اقدامات جدیدی برای جلوگیری از کلاهبرداری تدوین شده است.
• تدوین اقدامات / تهیه و تنظیم تدابیر
• طرح ریزی و آماده کردن اقدامات / تدوین مقررات
• تنظیم و نوشتن مجموعه ای از اقدامات
• آماده سازی و تنظیم تدابیر لازم
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
دولت در حال تدوین اقداماتی برای مقابله با تورم است.
آن کمیته مجموعه ای از اقدامات برای حمایت از مصرف کنندگان تدوین کرد.
اقدامات جدیدی برای جلوگیری از کلاهبرداری تدوین شده است.