draw the line at something

پیشنهاد کاربران

حد و مرزی تعیین کردن
My parents let me use the car, but they draw the line at allowing me to take long trips.
پدر و مادرم اجازه می دهند از ماشین استفاده کنم، اما برای سفرهای طولانی حد و مرزی تعیین می کنند
دور چیزی خط کشیدن ( چون اشتباهه ) ٫بیخیال چیزی شدن
محدوده تعیین کردن
حد مشخص کردن
دور چیزی را خط قرمز کشیدن
اجتناب کردن از انجام کاری به علت غیر قابل قبول بودن