draw a line over the past
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• روی گذشته خط کشیدن / گذشته را تمام شده تلقی کردن
• ( در کاربرد روانشناسی و روابط ) گذشتن از اشتباهات یا خاطرات تلخ گذشته
• ( در کاربرد روزمره ) شروع تازه ای کردن بدون توجه به وقایع قبلی
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
After the argument, they decided to draw a line over the past and move on.
پس از آن بحث، آنها تصمیم گرفتند روی گذشته خط بکشند و به جلو بروند.
It's time to draw a line over the past and start a new chapter.
زمان آن رسیده که روی گذشته خط بکشیم و یک فصل جدید را شروع کنیم.
The company drew a line over the past and introduced a new strategy.
شرکت روی گذشته خط کشید و یک استراتژی جدید معرفی کرد.
• روی گذشته خط کشیدن / گذشته را تمام شده تلقی کردن
• ( در کاربرد روانشناسی و روابط ) گذشتن از اشتباهات یا خاطرات تلخ گذشته
• ( در کاربرد روزمره ) شروع تازه ای کردن بدون توجه به وقایع قبلی
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
پس از آن بحث، آنها تصمیم گرفتند روی گذشته خط بکشند و به جلو بروند.
زمان آن رسیده که روی گذشته خط بکشیم و یک فصل جدید را شروع کنیم.
شرکت روی گذشته خط کشید و یک استراتژی جدید معرفی کرد.
دورِ گذشته رو خط کشیدن