🔸 نکته:
تفاوت این اصطلاح با Fight corruption، Clean house، و Drain the swamp:
• Fight corruption به معنای مبارزه با فساد است و عام ترین و خنثی ترین گزینه است؛ بدون تصویر باتلاق و بدون بار شعارگونه.
... [مشاهده متن کامل]
• Clean house به معنای پاکسازی کامل است و نزدیک ترین معادل به drain the swamp است؛ اما معمولاً بر برکناری افراد فاسد از یک سازمان مشخص تأکید دارد، نه لزوماً بر اصلاح کل ساختار سیاسی.
• Drain the swamp اما تصویر باتلاق و خشکاندن آن را با خود دارد و به همین دلیل شعارگونه تر، نمایشی تر، و سیاسی تر از دو گزینه ی دیگر است — یعنی وعده ای بزرگ، رادیکال، و اغلب populist که هم وعده ی ریشه کنی فساد می دهد و هم دشمنی با نخبگان واشینگتن را برجسته می کند.
تفاوت این اصطلاح با Fight corruption، Clean house، و Drain the swamp:
• Fight corruption به معنای مبارزه با فساد است و عام ترین و خنثی ترین گزینه است؛ بدون تصویر باتلاق و بدون بار شعارگونه.
... [مشاهده متن کامل]
• Clean house به معنای پاکسازی کامل است و نزدیک ترین معادل به drain the swamp است؛ اما معمولاً بر برکناری افراد فاسد از یک سازمان مشخص تأکید دارد، نه لزوماً بر اصلاح کل ساختار سیاسی.
• Drain the swamp اما تصویر باتلاق و خشکاندن آن را با خود دارد و به همین دلیل شعارگونه تر، نمایشی تر، و سیاسی تر از دو گزینه ی دیگر است — یعنی وعده ای بزرگ، رادیکال، و اغلب populist که هم وعده ی ریشه کنی فساد می دهد و هم دشمنی با نخبگان واشینگتن را برجسته می کند.
🔸 معادل فارسی:
• فساد را ریشه کن کردن
• پاکسازی سیستم از فساد و رانت
• مبارزه با فساد ساختاری
• باتلاق را خشک کردن
🔸 مثال ها:
• He promised to drain the swamp in Washington.
او وعده داد که باتلاق فساد در واشینگتن را خشک کند.
... [مشاهده متن کامل]
• Critics say he became part of the swamp he promised to drain.
منتقدان می گویند او خودش بخشی از همان باتلاق فسادی شد که وعده ی خشکاندنش را داده بود.
• The new mayor promised to drain the swamp at city hall.
شهردار جدید وعده داد با فساد ساختاری در شهرداری مبارزه کند .
• فساد را ریشه کن کردن
• پاکسازی سیستم از فساد و رانت
• مبارزه با فساد ساختاری
• باتلاق را خشک کردن
🔸 مثال ها:
او وعده داد که باتلاق فساد در واشینگتن را خشک کند.
... [مشاهده متن کامل]
منتقدان می گویند او خودش بخشی از همان باتلاق فسادی شد که وعده ی خشکاندنش را داده بود.
شهردار جدید وعده داد با فساد ساختاری در شهرداری مبارزه کند .
معنی انگلیسیش میشه:
the expression means to get rid of corruption in business and politics
این عبارت به معنای خلاص شدن از شر فساد در تجارت و سیاست است.
چون همیشه خدا فساد در تجارت و سیاست، نمود بارزی داشته.
که البته تو همه جای دنیا این کار، بسیار سخت و نشدنی ست!
این عبارت به معنای خلاص شدن از شر فساد در تجارت و سیاست است.
چون همیشه خدا فساد در تجارت و سیاست، نمود بارزی داشته.
که البته تو همه جای دنیا این کار، بسیار سخت و نشدنی ست!