downed

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• سرنگون شده ( هواپیما، پهپاد، بالگرد )
• ساقط شده
• بر زمین نشسته ( به دلیل نقص فنی یا آتش دشمن )
🔸 مثال ها:
"The military sent a rescue team to recover the downed pilot behind enemy lines. "
...
[مشاهده متن کامل]

ارتش یک تیم نجات را برای پیدا کردن خلبان سرنگون شده پشت خطوط دشمن اعزام کرد.
"The downed aircraft was found in a remote mountainous area. "
هواپیمای سرنگون شده در یک منطقه کوهستانی دورافتاده پیدا شد.

ساقط شده، سرنگون شده
افتاده