down at the heel
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 نکته:
تفاوت این اصطلاح با مفاهیم مشابه:
• Shabby ( ژنده / فرسوده ) : بیشتر برای اشیا و لباس ها به کار می رود.
• Run - down ( خراب / فرسوده ) : برای ساختمان ها و محله ها.
• Down and out ( درمانده / بی چیز ) : یعنی کاملاً شکست خورده و بدونِ هیچ منبعی.
... [مشاهده متن کامل]
• Down at the heel اما بیشتر بر ظاهرِ نامرتب و فقرِ آشکار تأکید دارد، نه صرفاً بی پولیِ مطلق.
🔸 نکته ی ریشه شناختی:
این اصطلاح از اوایلِ قرنِ نوزدهم در انگلستان رایج شد، زمانی که کفش ها به صورتِ دستی ساخته می شدند و پاشنه ی آنها به مرور زمان فرسوده می شد. اگر کسی پاشنه ی کفش اش فرسوده بود و آن را تعمیر نمی کرد، نشان می داد که پولِ کافی برای کفاشی ندارد. بنابراین، "down at the heel" به نشانه ای از فقر و بی توجهی به ظاهر تبدیل شد.
تفاوت این اصطلاح با مفاهیم مشابه:
• Shabby ( ژنده / فرسوده ) : بیشتر برای اشیا و لباس ها به کار می رود.
• Run - down ( خراب / فرسوده ) : برای ساختمان ها و محله ها.
• Down and out ( درمانده / بی چیز ) : یعنی کاملاً شکست خورده و بدونِ هیچ منبعی.
... [مشاهده متن کامل]
• Down at the heel اما بیشتر بر ظاهرِ نامرتب و فقرِ آشکار تأکید دارد، نه صرفاً بی پولیِ مطلق.
🔸 نکته ی ریشه شناختی:
این اصطلاح از اوایلِ قرنِ نوزدهم در انگلستان رایج شد، زمانی که کفش ها به صورتِ دستی ساخته می شدند و پاشنه ی آنها به مرور زمان فرسوده می شد. اگر کسی پاشنه ی کفش اش فرسوده بود و آن را تعمیر نمی کرد، نشان می داد که پولِ کافی برای کفاشی ندارد. بنابراین، "down at the heel" به نشانه ای از فقر و بی توجهی به ظاهر تبدیل شد.
🔸 معادل فارسی:
• ژنده پوش / وضعیتِ ظاهریِ نامرتب
• ( در اصطلاح ) افتاده / ورشکسته / بی پول
• فرسوده / کهنه پوش ( در موردِ لباس یا کفش )
🔸 مثال ها:
• He showed up at the interview looking down at the heel, with torn jeans and messy hair.
... [مشاهده متن کامل]
او برای مصاحبه با ظاهری ژنده پوش و نامرتب حاضر شد؛ با شلوارِ جینِ پاره و موهایِ بهم ریخته.
• The old hotel has become quite down at the heel over the years.
این هتلِ قدیمی در طولِ سال ها خیلی فرسوده و افتاده شده است.
• After losing his job, he was down at the heel and couldn't afford new clothes.
بعد از بیکار شدن، وضعیتِ مالی اش بد بود و نمی توانست لباسِ نو بخرد.
• ژنده پوش / وضعیتِ ظاهریِ نامرتب
• ( در اصطلاح ) افتاده / ورشکسته / بی پول
• فرسوده / کهنه پوش ( در موردِ لباس یا کفش )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او برای مصاحبه با ظاهری ژنده پوش و نامرتب حاضر شد؛ با شلوارِ جینِ پاره و موهایِ بهم ریخته.
این هتلِ قدیمی در طولِ سال ها خیلی فرسوده و افتاده شده است.
بعد از بیکار شدن، وضعیتِ مالی اش بد بود و نمی توانست لباسِ نو بخرد.
کهنه قراضه، زهوار در رفته