فهمیدن، محاسبه کردن، برنامه ریزی کردن یا کشف کردن.
مثال:
۱. We need to dope out a plan for the weekend before it's too late.
ما باید قبل از دیر شدن، برای آخر هفته یک برنامه بچینیم.
... [مشاهده متن کامل]
۲. It took them a few hours to dope out the solution to the problem.
آنها چند ساعت طول کشید تا راه حل مشکل را کشف کنند.
۳. Try to dope out what the boss really wants from this project.
سعی کن بفهمی رئیس واقعاً از این پروژه چه می خواهد.
مثال:
ما باید قبل از دیر شدن، برای آخر هفته یک برنامه بچینیم.
... [مشاهده متن کامل]
آنها چند ساعت طول کشید تا راه حل مشکل را کشف کنند.
سعی کن بفهمی رئیس واقعاً از این پروژه چه می خواهد.