🔸 معادل فارسی:
• به درِ خانه کسی رفتن ( اغلب بدون هماهنگی قبلی )
• در خانه کسی را کوبیدن ( برای پرسش گری، تبلیغ یا درخواست )
• غافلگیر کردن کسی در آستانه درِ خانه اش ( به خصوص خبرنگاران )
... [مشاهده متن کامل]
• برای گرفتن پاسخ یا واکنش، به خانه کسی مراجعه کردن
🔸 مثال ها:
• "Reporters doorstepped the actor outside his house to ask about the scandal. "
خبرنگاران بیرون خانه بازیگر را کوبیدند تا دربارهٔ رسوایی از او سوال بپرسند.
• "The politician was doorstepped by journalists as he left his home. "
وقتی آن سیاستمدار از خانه خارج شد، خبرنگاران سراغش آمدند ( او را غافلگیر کردند ) .
• "Campaign volunteers are doorstepping voters in every neighborhood. "
داوطلبان کمپین در هر محله ای برای جلب رأی به درِ خانه رای دهندگان می روند.
• "She hates being doorstepped by salespeople at dinner time. "
او از اینکه موقع شام فروشنده ها به درِ خانه اش بیایند، متنفر است.
🔸 نکته:
• "Doorstep someone" در انگلیسی بریتانیایی بسیار رایج تر از آمریکایی است، به خصوص در رسانه ها.
• این عمل در روزنامه نگاری گاهی غیراخلاقی یا آزاردهنده تلقی می شود، چون حریم خصوصی را نقض می کند.
• معادل دیگر آن "to doorstep" ( بدون مفعول ) است که به خودِ فعالیت اشاره دارد.
• اگر کسی بگوید "I was doorstepped"، یعنی خبرنگاران یا فروشنده ها ناگهان سراغم آمدند و در خانه ام را زدند.
• در بازاریابی، این کار را "door - to - door selling" ( فروش خانه به خانه ) هم می نامند.
• به درِ خانه کسی رفتن ( اغلب بدون هماهنگی قبلی )
• در خانه کسی را کوبیدن ( برای پرسش گری، تبلیغ یا درخواست )
• غافلگیر کردن کسی در آستانه درِ خانه اش ( به خصوص خبرنگاران )
... [مشاهده متن کامل]
• برای گرفتن پاسخ یا واکنش، به خانه کسی مراجعه کردن
🔸 مثال ها:
خبرنگاران بیرون خانه بازیگر را کوبیدند تا دربارهٔ رسوایی از او سوال بپرسند.
وقتی آن سیاستمدار از خانه خارج شد، خبرنگاران سراغش آمدند ( او را غافلگیر کردند ) .
داوطلبان کمپین در هر محله ای برای جلب رأی به درِ خانه رای دهندگان می روند.
او از اینکه موقع شام فروشنده ها به درِ خانه اش بیایند، متنفر است.
🔸 نکته:
• "Doorstep someone" در انگلیسی بریتانیایی بسیار رایج تر از آمریکایی است، به خصوص در رسانه ها.
• این عمل در روزنامه نگاری گاهی غیراخلاقی یا آزاردهنده تلقی می شود، چون حریم خصوصی را نقض می کند.
• معادل دیگر آن "to doorstep" ( بدون مفعول ) است که به خودِ فعالیت اشاره دارد.
• اگر کسی بگوید "I was doorstepped"، یعنی خبرنگاران یا فروشنده ها ناگهان سراغم آمدند و در خانه ام را زدند.
• در بازاریابی، این کار را "door - to - door selling" ( فروش خانه به خانه ) هم می نامند.