doomsay

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• پیش بینیِ فاجعه کردن
• شوم گویی / بدیمن گویی
• خبر از روزِ سیاه و نابودی دادن
• ناامیدانه و بدبینانه حرف زدن درباره ی آینده
🔸 مثال ها:
• "The economist is constantly doomsaying about the global recession. "
...
[مشاهده متن کامل]

( این اقتصاددان مدام درباره ی رکود جهانی، پیش بینیِ فاجعه می کند. )
• "Don't listen to those who doomsay about the future of the planet — we can still make a difference. "
( به کسانی که درباره ی آینده ی کره ی زمین شوم گویی می کنند گوش نده — ما هنوز می توانیم تغییری ایجاد کنیم. )
• "Instead of doomsaying, why not propose a practical solution?"
( به جای پیش بینیِ فاجعه، چرا یک راه حلِ عملی پیشنهاد نمی دهی؟ )