زمانی استفاده می شه که بخوایم بگیم حوصله انجام اون کارو نداریم یا دلمون نمی خواد.
بعد ازlike از فعل با ing استفاده میکنیم یا یک اسم مثلا:
I don't feel like pizza.
حوصله ی پیتزا ندارم / دلم پیتزا نمی خواد.
... [مشاهده متن کامل]
She doesn't feel like coffee.
حوصله ی قهوه نداره / دلش قهوه نمی خواد.
I don't feel like a walk.
حوصله ی پیاده روی ندارم.
در جایگاه فعل :
I don't feel like cooking.
حوصله ی آشپزی ندارم / دلم نمی خواد آشپزی کنم.
She doesn't feel like going out.
حوصله ی بیرون رفتن نداره.
We don't feel like studying.
حوصله ی درس خوندن نداریم.
Do you feel like watching a movie?
حوصله ی فیلم دیدن داری؟
حالا اگه بخواییم بگیر حوصلشو داریم/ دلمون میخواد اونکاررو انجام بدیم:
I feel like listening to music.
دلم می خواد موسیقی گوش کنم.
I feel like watching a movie.
دلم می خواد فیلم ببینم.
I feel like reading a book.
دلم می خواد کتاب بخونم.
I feel like sleeping.
دلم می خواد بخوابم.
بعد ازlike از فعل با ing استفاده میکنیم یا یک اسم مثلا:
حوصله ی پیتزا ندارم / دلم پیتزا نمی خواد.
... [مشاهده متن کامل]
حوصله ی قهوه نداره / دلش قهوه نمی خواد.
حوصله ی پیاده روی ندارم.
در جایگاه فعل :
حوصله ی آشپزی ندارم / دلم نمی خواد آشپزی کنم.
حوصله ی بیرون رفتن نداره.
حوصله ی درس خوندن نداریم.
حوصله ی فیلم دیدن داری؟
حالا اگه بخواییم بگیر حوصلشو داریم/ دلمون میخواد اونکاررو انجام بدیم:
دلم می خواد موسیقی گوش کنم.
دلم می خواد فیلم ببینم.
دلم می خواد کتاب بخونم.
دلم می خواد بخوابم.