domino

/ˈdɑːməˌnoʊ//ˈdɒmɪnəʊ/

معنی: یکی از مهره های بازی دومینو
معانی دیگر: روپوش گشاد و کلاهدار (که با ماسک در بالماسکه ها و غیره می پوشند)، باشلق نقابدار، (ماسک سیاه که فقط بخش فوقانی چهره را می پوشاند) نیم نقاب، رخپوش کوچک، روبند، کسی که این رخپوش و روپوش را بپوشد، مهره یا تخته ی دومینو (که روی یک پهنه ی آن از یک تا شش نقطه حک شده است)، (جمع با فعل مفرد) بازی دومینو

جمله های نمونه

1. domino effect
تالی فاسد،اثر دومینو

2. Employers fear a domino effect if the strike is successful .
[ترجمه ترگمان]کارفرمایان از اثر دومینو می ترسند که حمله موفقیت آمیز باشد
[ترجمه گوگل]اگر اعتصاب موفق باشد، کارفرمایان از اثر دومینو ترس دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The domino effect if one train is cancelled is enormous.
[ترجمه ترگمان]اثر دومینو اگر یک قطار لغو شود بسیار زیاد است
[ترجمه گوگل]اثر دومینو اگر یک قطار لغو شود بسیار زیاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Domino drive: A domino drive will be held at the village hall tomorrow.
[ترجمه ترگمان]حرکت دومینو: فردا رانندگی در سالن دهکده برگزار خواهد شد
[ترجمه گوگل]درایو Domino: فردا در تالار روستا درایو دومینو برگزار خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. What ensued was the by now familiar domino effect of emerging market crises.
[ترجمه ترگمان]آنچه که در پی آن اتفاق افتاد، تاثیر دومینو ناشی از بحران های بازار درحالظهور بود
[ترجمه گوگل]آنچه که در حال حاضر از نظر دومینو شناخته شده بحران بازار در حال ظهور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It would create a domino effect across the board.
[ترجمه ترگمان]این می تواند یک اثر دومینو در کل صفحه ایجاد کند
[ترجمه گوگل]این یک اثر دومینو در سراسر هیئت مدیره ایجاد خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Luckily, Domino Mei-Ling did not come into the office to meet Damian for lunch that week.
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه، Domino دو لینگ بعد از آن وارد دفتر نشد تا (دیمین)را برای صرف ناهار در آن هفته ملاقات کند
[ترجمه گوگل]خوشبختانه، دومینو مای لینگ به این دفتر نرسیده بود تا جلوی Damian را برای ناهار در آن هفته ببیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The domino effect can work for us as well as against us if we play our cards right.
[ترجمه ترگمان]اثر دومینو می تواند برای ما مثل ما کار کند، همچنین اگر cards را درست بازی کنیم
[ترجمه گوگل]اثر دومینو می تواند برای ما و همچنین در برابر ما کار کند اگر ما کارت های خود را درست بازی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Sometimes these domino sessions in the canteen would last from 30 p. m. until midnight.
[ترجمه ترگمان]بعضی وقت ها این جلسات دومینو کم میشه ام تا نیمه شب
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات این جلسات دومینو در غذاخوری از 30 عدد می گذرد متر تا نیمه شب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Domino hurtled past him, tail wagging madly, looking up expectantly at the stranger.
[ترجمه ترگمان]دو آنی با سرعت از کنارش گذشت، دمش دیوانه وار تکان می خورد و در حالی که امیدوارانه به آن غریبه نگاه می کرد، سرش را تکان می داد
[ترجمه گوگل]دومینو به او ضربه زد، دم دم زدن به دیوانگی، انتظار میرفت تا غریبه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Domino, their elderly Dalmation, rushed to meet her, tail wagging with excitement.
[ترجمه ترگمان]دومینو، Dalmation elderly، با تکان دادن دمش با عجله او را ملاقات کردند
[ترجمه گوگل]دومینو، Dalmation سالمندان خود، عجله برای دیدار با او، دم با هیجان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Hinds' backing band, named after Fats Domino, counts eight musicians, including a three-piece horn section.
[ترجمه ترگمان]گروه پشتیبانی هیندس به نام بعد از چربی ها، هشت نوازنده مختلف از جمله یک بخش three را به حساب می آورد
[ترجمه گوگل]گروه پشتی Hinds که به نام Fats Domino نامگذاری شده است، هشت نوازنده را شامل می شود، از جمله بخش شاخ سه شاخه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Damian got out, his arm around Domino, and they ran into an apartment block.
[ترجمه ترگمان]دیمن \"از جاش بلند شد، دستش رو دور دست\" Domino \"گرفت و به یه آپارتمان آپارتمانی فرار کردن\"
[ترجمه گوگل]Damian خارج شد، دستش را در اطراف Domino، و آنها را به بلوک آپارتمان فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. My domino playing was at its peak and all that I was achieving was gained through natural talent.
[ترجمه ترگمان]بازی domino من در اوج خود بود و تمام چیزی که من بدست می اوردم از طریق استعداد طبیعی به دست آمد
[ترجمه گوگل]بازی دومینو من در اوج خود بود و تمام آنچه که من به دست آوردم از طریق استعداد طبیعی به دست آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Domino was funny, with a face like some one shot darts into it.
[ترجمه ترگمان]دو دومینو خنده دار بود، با چهره ای مثل تیری که به آن شلیک کرده باشد
[ترجمه گوگل]دومینو خنده دار بود، با یک چهره مانند برخی از یک شات دزد به آن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

یکی از مهره های بازی دومینو (اسم)
domino

به انگلیسی

• hooded cloak; flat rectangular object with two halves that are blank or marked with dots (used to play the game of dominoes)
dominoes is a game played using small rectangular blocks marked with two groups of spots on one side. these blocks are called dominoes.

پیشنهاد کاربران

دُومینوُییدَن = مانند دومینو بودن/دومینو - وار انجام شدن.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما