doing time

انگلیسی به انگلیسی

• sitting in prison, serving a jail sentence

پیشنهاد کاربران

اب خنک خوردن، تو هلفدونی بودن
زندانی بودن
در زبان عامیانه به معنی "سپری کردن زمان در زندان"

بپرس