دنبال کردن یک هدف یا ایده با اصرار و پشتکار فراوان.
این عبارت به طور معمول به معنای دنبال کردن یک چیز با اصرار، سخت کوشی و عدم تسلیم می باشد و ممکن است به صورت مجازی یا واقعی به کار رود.
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
The scientist made a dogged pursuit of the solution to the problem.
( دانشمند به دنبال حل مسئله ای با اصرار و سخت کوشی بود. )
He showed a dogged pursuit of his dreams, no matter how difficult the path became.
( او با اصرار و سخت کوشی به دنبال اهداف خود بود، چه چالش هایی که به دنبالش بود. )
The company’s dogged pursuit of innovation led to a breakthrough.
( دنبال کردن نوآوری توسط شرکت باعث کشفیات شد. )
این عبارت به طور معمول به معنای دنبال کردن یک چیز با اصرار، سخت کوشی و عدم تسلیم می باشد و ممکن است به صورت مجازی یا واقعی به کار رود.
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
( دانشمند به دنبال حل مسئله ای با اصرار و سخت کوشی بود. )
( او با اصرار و سخت کوشی به دنبال اهداف خود بود، چه چالش هایی که به دنبالش بود. )
( دنبال کردن نوآوری توسط شرکت باعث کشفیات شد. )