🔸 معادل فارسی:
• وقت تلف کردن به جای کار کردن
• تنبلی کردن، بیکار نشستن
• چرت و پرت گفتن، ول گشتن
• ( عامیانه ) چاخان کردن، الاف بودن
🔸 مثال ها:
Stop dogging around and help me clean the garage! It's almost noon.
... [مشاهده متن کامل]
بس کن دیگه الاف بازی رو! بیا کمک کن گاراژ رو تمیز کنیم. تقریباً شده ظهر.
He's a smart guy, but he dogs around too much at work and never gets promoted.
آدم باهوشیه، ولی سر کار زیادی وقت تلف می کنه و هیچوقت ترفیع نمی گیره.
We can't afford to dog around on this assignment; the client is waiting for us.
تو این مأموریت نمی تونیم وقت تلف کنیم؛ مشتری منتظر ماست.
• وقت تلف کردن به جای کار کردن
• تنبلی کردن، بیکار نشستن
• چرت و پرت گفتن، ول گشتن
• ( عامیانه ) چاخان کردن، الاف بودن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بس کن دیگه الاف بازی رو! بیا کمک کن گاراژ رو تمیز کنیم. تقریباً شده ظهر.
آدم باهوشیه، ولی سر کار زیادی وقت تلف می کنه و هیچوقت ترفیع نمی گیره.
تو این مأموریت نمی تونیم وقت تلف کنیم؛ مشتری منتظر ماست.