do things

پیشنهاد کاربران

عبارت، "do the thing" یک اصطلاح غیررسمی است که به معنای �انجام دادن کار� یا �عمل کردن� است.
**I always feel motivated when it's time to do the thing. **
همیشه وقتی برای انجام کار می رسد، احساس انگیزه می کنم.
...
[مشاهده متن کامل]

. **When you really want something, you have to do the thing that scares you. **
وقتی واقعاً چیزی را می خواهید، باید کارهایی را انجام دهید که شما را می ترساند.

Example :
I've done things, man. I gouged a man's eyeballs out : من یه کارهایی ( کارهای بد ) انجام دادم. من چشمای یه مرد رو از حدقه درآوردم
کاری رو انجام دادن

بپرس