do the math

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• حساب کتاب را انجام بده، حسابش را بکن
• خودت حساب کن، خودت نتیجه بگیر
• معلوم است دیگر، نیازی به توضیح نیست
• ( عامیانه ) جمع و تفریقش را بکن، خودت به جواب میرسی
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• ( رابطه عاطفی – خیانت )
"He comes home at 3 AM with perfume on his shirt. Do the math. "
ساعت سه صبح با بوی عطر روی پیراهنش به خانه می آید. خودت حساب کن.
"The project is due in two days and you haven't started. Do the math. "
پروژه تا دو روز دیگر تحویل است و تو شروع نکرده ای. خودت نتیجه بگیر.
"If you keep eating junk food and never exercise, do the math on your health in ten years. "
اگر به خوردن فست فود و ورزش نکردن ادامه دهی، خودت حساب کن سلامتیت را ده سال دیگر.
"He said he'd finish the report in an hour. It's 50 pages long. Do the math – that's impossible. "
گفت گزارش را یک ساعته تمام می کند. ۵۰ صفحه است. حسابش را بکن – غیرممکن است.

خودت تا تهش برو.
figure out the numbers
حساب کردن اعداد
Workbook - TouchStone3
خودت حسابشو بکن ( کنایه از واضح بودن )
then do the math - add up the points for each list and subtract the con totals from the pro totals
سپس حساب و کتاب کن - امتیاز ها را اضافه کن به هرکدام از لیست ها و کم کن معایب را از مزایا.
کتاب Touchstone 3
آخرش روشنه
تا تهش رو بخون خودت
تهش معلومه چی میشه
واضحه دیگه
حساب کتاب کردن. دو دو تا کردن
حساب کن
معادل اصطلاح، معلومه روشنه