🔸 معادل فارسی:
• لحظه حساس و حیاتی
• در زبان محاورهای: دقیقه نود، لحظه آخر، همه چیز یا هیچ چیز
🔸 مثال ها:
• It's a do - or - die moment for the company; either we get this contract or we go bankrupt.
... [مشاهده متن کامل]
برای شرکت یک لحظه حساس و حیاتی است؛ یا این قرارداد را می گیریم یا ورشکسته می شویم.
• The team faced a do - or - die moment in the final seconds of the game.
تیم در ثانیه های پایانی بازی با یکلحظه حساس و حیاتی روبرو شد.
• For the climber, reaching the summit was a do - or - die moment.
برای کوهنورد، رسیدن به قله یک لحظه حساس و حیاتی بود.
• This is a do - or - die moment for our relationship.
این برای رابطه ما یک لحظه حساس و حیاتی است.
• لحظه حساس و حیاتی
• در زبان محاورهای: دقیقه نود، لحظه آخر، همه چیز یا هیچ چیز
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
برای شرکت یک لحظه حساس و حیاتی است؛ یا این قرارداد را می گیریم یا ورشکسته می شویم.
تیم در ثانیه های پایانی بازی با یکلحظه حساس و حیاتی روبرو شد.
برای کوهنورد، رسیدن به قله یک لحظه حساس و حیاتی بود.
این برای رابطه ما یک لحظه حساس و حیاتی است.