do one's eight

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• یک شیفت هشت ساعته کار کردن
• هشت ساعت کار روزانه را انجام دادن
• وقت خود را پر کردن ( در یک شغل روتین )
مثال:
The night shift worker was tired, but he just needed to do his eight and then he could go home.
...
[مشاهده متن کامل]

کارگر شیفت شب خسته بود، اما فقط باید هشت ساعتش را کار می کرد و بعد می توانست به خانه برود.
Let's finish this report and then we've done our eight for the day.
بیا این گزارش را تمام کنیم و بعد سهم کار امروزمان را انجام داده ایم.