🔸 معادل فارسی:
مواد مخدر مصرف کردن : مواد کشیدن : اعتیاد به مواد داشتن : مصرف مواد غیرقانونی کردن : مواد زدن
🔸 مثال ها:
• He started doing drugs in his teens.
او در نوجوانی شروع به مصرف مواد کرد.
... [مشاهده متن کامل]
• She denied doing drugs.
او مصرف مواد را انکار کرد.
• The campaign warns young people not to do drugs.
آن کمپین به جوانان هشدار می دهد که مواد مصرف نکنند.
مواد مخدر مصرف کردن : مواد کشیدن : اعتیاد به مواد داشتن : مصرف مواد غیرقانونی کردن : مواد زدن
🔸 مثال ها:
او در نوجوانی شروع به مصرف مواد کرد.
... [مشاهده متن کامل]
او مصرف مواد را انکار کرد.
آن کمپین به جوانان هشدار می دهد که مواد مصرف نکنند.
مواد زدن/ مصرف مخدر
مثال:
مواد مخدر مصرف کردن
—————
من مواد مخدر مصرف نمی کنم.
... [مشاهده متن کامل]
او بچه ی پاکیه. سیگار نمی کشه، نوشیدنی الکلی نمی خوره، یا مواد مخدر یا چیزی مصرف نمی کنه.