distance glasses


عینک صحرایی، عینک دورنما

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• عینک دوربینی / عینک دید دور
• عینکی که برای دیدن اشیاء دور طراحی شده است
• عینک طبی برای اصلاح نزدیک بینی
🔸 مثال ها:
• "I need to wear my distance glasses when I drive. "
...
[مشاهده متن کامل]

هنگام رانندگی باید عینک دوربینی خود را بزنم.
• "She switched from distance glasses to reading glasses for working on her laptop. "
او برای کار با لپ تاپ خود، از عینک دوربینی به عینک مطالعه تغییر داد.
• "Distance glasses are usually prescribed for people with myopia. "
عینک دوربینی معمولاً برای افراد مبتلا به نزدیک بینی تجویز می شود.