disastrous

/ˌdɪˈzæstrəs//dɪˈzɑːstrəs/

معنی: مصیبت امیز، مهلک، خطر ناک، فجیع، پربلا
معانی دیگر: مصیبت بار، فاجعه آمیز، جان گداز، محنت بار، آذرنگین، پرآذرنگ، نافرخ، منحوس
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. A disastrous business venture lost him thousands of dollars.
[ترجمه گوگل]یک سرمایه گذاری تجاری فاجعه بار هزاران دلار برای او از دست داد
[ترجمه ترگمان]یک کسب وکار بد تجاری او را هزاران دلار از دست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. After the disastrous collapse accident the bodies were too badly mangled to be recognized.
[ترجمه راها] پس از سانحه ی فجیع فروپاشی، اجساد برای تشخیص به طرز ناجوری رو هم ریخته شده اند
|
[ترجمه گوگل]پس از حادثه سقوط فاجعه آمیز، اجساد به حدی شکسته شده بودند که قابل شناسایی نبودند
[ترجمه ترگمان]بعد از سانحه سقوط فاجعه بار اجساد، اجساد به شدت خرد و خمیر شده بودند تا به رسمیت شناخته شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The disastrous merger demonstrated the incompatibility of the two companies.
[ترجمه گوگل]ادغام فاجعه بار ناسازگاری این دو شرکت را نشان داد
[ترجمه ترگمان]این ادغام فاجعه بار ناسازگاری دو شرکت را نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her investment had disastrous consequences: she lost everything she owned.
[ترجمه گوگل]سرمایه گذاری او عواقب فاجعه باری داشت: او همه چیزهایی را که داشت از دست داد
[ترجمه ترگمان]سرمایه او نتایج وحشتناکی داشت: او هر چیزی را که صاحب آن بود از دست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The radiation leak has had a disastrous effect on/upon the environment.
[ترجمه گوگل]نشت تشعشع تأثیر مخربی بر/روی محیط زیست داشته است
[ترجمه ترگمان]نشت تشعشع تاثیر بدی بر روی \/ بر روی محیط زیست داشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We had a disastrous camping holiday.
[ترجمه گوگل]تعطیلات کمپینگ فاجعه‌باری داشتیم
[ترجمه ترگمان]تعطیلات وحشتناکی داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Carelessness in driving often results in disastrous accidents.
[ترجمه گوگل]بی احتیاطی در رانندگی اغلب منجر به تصادفات فاجعه آمیز می شود
[ترجمه ترگمان]رانندگی در رانندگی اغلب منجر به حوادث فاجعه بار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Climate change could have disastrous effects on Earth.
[ترجمه گوگل]تغییرات آب و هوایی می تواند اثرات فاجعه باری بر روی زمین داشته باشد
[ترجمه ترگمان]تغییرات آب و هوایی می تواند اثرات خطرناکی بر روی زمین داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Last year's figures were little short of disastrous.
[ترجمه گوگل]ارقام سال گذشته کمی فاجعه آمیز بود
[ترجمه ترگمان]ارقام سال گذشته بسیار کم از فاجعه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In 1925 a disastrous fire swept through the museum.
[ترجمه گوگل]در سال 1925 یک آتش سوزی فاجعه بار موزه را فرا گرفت
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۲۵ آتش سوزی مهیبی در موزه به وجود آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The economic position of the country is disastrous.
[ترجمه گوگل]وضعیت اقتصادی کشور فاجعه بار است
[ترجمه ترگمان]موقعیت اقتصادی این کشور فاجعه بار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The project has been disastrous for the bank in terms of public relations.
[ترجمه گوگل]این پروژه از نظر روابط عمومی برای بانک فاجعه بار بوده است
[ترجمه ترگمان]این پروژه برای بانک در رابطه با روابط عمومی فاجعه آمیز بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The first four years of government were completely disastrous.
[ترجمه گوگل]چهار سال اول دولت کاملاً فاجعه آمیز بود
[ترجمه ترگمان]چهار سال اول حکومت کاملا مصیبت بار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. They told Jacques Delors a disastrous world trade war must be avoided at all costs.
[ترجمه گوگل]آنها به ژاک دلور گفتند که باید از جنگ تجاری فاجعه بار جهانی به هر قیمتی اجتناب کرد
[ترجمه ترگمان]آن ها به ژاک Delors گفتند که جنگ تجاری جهانی فاجعه باری باید از هر قیمتی اجتناب شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The decision was disastrous in political terms.
[ترجمه گوگل]این تصمیم از نظر سیاسی فاجعه بار بود
[ترجمه ترگمان]این تصمیم در شرایط سیاسی فاجعه آمیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مصیبت امیز (صفت)
afflictive, disastrous, fatal

مهلک (صفت)
noxious, disastrous, fatal, deadly, mortal, pernicious, baneful, lethal, feral, deathly, pestilent

خطر ناک (صفت)
serious, parlous, disastrous, calamitous, grave, perilous, dangerous, hazardous, herculean, malignant, jeopardous, venturesome, venturous

فجیع (صفت)
heinous, unexpected, disastrous, tragic, calamitous, tragical, sad

پربلا (صفت)
disastrous, calamitous

به انگلیسی

• terrible, dreadful, causing disaster
a disastrous event causes a lot of damage or suffering.
disastrous also means very unsuccessful or unpleasant.

پیشنهاد کاربران

مفتضحانه
مرگبار
مصیبت آمیز. و فاجعه بار
شکست
مخرب
⁦✔️⁩مصیبت بار، فاجعه آمیز

Seascape: the state of our oceans
Race to the bottom: the 💥disastrous💥 blindfolded rush to mine the deep sea
. . .
One of the largest mining operations ever seen on Earth aims to despoil an ocean we are only barely beginning to understand

by Jonathan Watts, global environment editor
Theguardian. com@
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما