dimmable

پیشنهاد کاربران

adjective :
با قابلیت تنظیم نور
با شدت نور قابل تنظیم
نمونه :
Make sure you buy dimmable LED bulbs for the living room chandelier.
dimmable
خود کلمه dim به معنی تیره و کم نوره
کلمه dimmable به معنی قابل کم نور شدن هست ، مثلا کلیدهای ساختمان با این قابلیت ، میتوانند با مالش انگشت بر روی پریز و کلید مربوطه ، اونهارو کم نور کرد .
این dimmableیعنی چه
کم نور یاقابل تنظیم؟؟
قابل تنظیم