dimensional

/ˌdɪˈmenʃənəl//dɪˈmenʃənəl/

(در ترکیب) - بعدی، - فرامونی، (وابسته به بعد یا دیمانسیون) فرامونی، سویگانی، بعدی، اندازه ای

جمله های نمونه

1. It can create three dimensional images under ambient, non-destructive conditions.
[ترجمه گوگل]این می تواند تصاویر سه بعدی را در شرایط محیطی و غیر مخرب ایجاد کند
[ترجمه ترگمان]آن می تواند تصاویر سه بعدی تحت شرایط محیطی و غیر مخرب ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Members put their particular sartorial and dimensional problems to the speakers.
[ترجمه گوگل]اعضا مشکلات خاص و ابعادی خود را برای سخنرانان مطرح می کنند
[ترجمه ترگمان]اعضای تیم ورزشی خاص خود را به سخنرانان نشان می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This dimensional stability is an important consideration in choosing a polymer to use in the manufacture of an item.
[ترجمه گوگل]این ثبات ابعادی در انتخاب یک پلیمر برای استفاده در ساخت یک مورد توجه مهمی است
[ترجمه ترگمان]پایداری ابعادی یک بررسی مهم در انتخاب پلیمر برای استفاده در تولید یک مورد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The inhabitant of two dimensional space could also refine the use of his measurement to make a quantitive determination of curvature.
[ترجمه گوگل]ساکن فضای دو بعدی همچنین می تواند استفاده از اندازه گیری خود را برای تعیین کمی انحنا اصلاح کند
[ترجمه ترگمان]ساکن فضای دو بعدی نیز می تواند استفاده از اندازه گیری خود را به گونه ای اصلاح کند که یک تعیین quantitive برای انحنا داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The spiral and its three dimensional expression, the helix, have a handedness that is intrinsic.
[ترجمه گوگل]مارپیچ و بیان سه بعدی آن، مارپیچ، دارای یک دستی است که ذاتی است
[ترجمه ترگمان]مارپیچ و حالت سه بعدی آن، a هستند که ذاتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. For example, some instruments are single dimensional such as the demographic variables mentioned earlier.
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، برخی از ابزارها مانند متغیرهای جمعیت شناختی که قبلاً ذکر شد، تک بعدی هستند
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، برخی از ابزارها مانند متغیرهای جمعیتی که قبلا ذکر شدند، یک بعدی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Using three dimensional imaging, he told Robodoc exactly where he wanted to put the implant before starting the five-hour operation.
[ترجمه گوگل]او با استفاده از تصویربرداری سه بعدی، قبل از شروع عمل پنج ساعته، دقیقاً به Robodoc گفت که می‌خواهد ایمپلنت را در کجا قرار دهد
[ترجمه ترگمان]او با استفاده از تصویربرداری سه بعدی به Robodoc گفت که دقیقا جایی است که می خواهد قبل از شروع عملیات پنج ساعته ایمپلنت را کنار بگذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Patterns are made from drawings and are three dimensional representation usually in wood of the product.
[ترجمه گوگل]الگوها از نقشه ها ساخته می شوند و معمولاً در چوب محصول نمایش سه بعدی هستند
[ترجمه ترگمان]نمودارها از نقاشی ها گرفته شده اند و نمایش سه بعدی معمولا در چوب محصول هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Working models, videos, pictorial and three dimensional displays portray every aspect of life on the canals.
[ترجمه گوگل]مدل های کاری، فیلم ها، نمایشگرهای تصویری و سه بعدی هر جنبه ای از زندگی در کانال ها را به تصویر می کشند
[ترجمه ترگمان]مدل های کاری، ویدیوها، تصاویر تصویری و سه بعدی، هر جنبه از زندگی را بر روی کانال ها به تصویر می کشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Top: Model of a two dimensional electron wave orbiting a nucleus of hydrogen.
[ترجمه گوگل]بالا: مدل یک موج الکترونی دو بعدی که به دور یک هسته هیدروژن می چرخد
[ترجمه ترگمان]بالا: مدلی از یک موج الکترون دو بعدی که در حال گردش به دور یک هسته هیدروژن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Two dimensional analysis of a functionally graded cylindrical shell with specific material gradient was presented.
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل دو بعدی یک پوسته استوانه‌ای درجه‌بندی شده عملکردی با گرادیان مواد خاص ارائه شد
[ترجمه ترگمان]تحلیل دو بعدی یک پوسته استوانه ای مدرج تابعی با شیب مواد خاص ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Most hierarchies are single dimensional, which means that all elements share a common root element.
[ترجمه گوگل]بیشتر سلسله مراتب ها تک بعدی هستند، به این معنی که همه عناصر یک عنصر ریشه مشترک دارند
[ترجمه ترگمان]بیشتر سلسله مراتب یک بعدی هستند، که به این معنی است که همه عناصر یک عنصر ریشه مشترک دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. After simulating two - dimensional transonic flow with two turbulence models, FDS - Roe scheme is verified.
[ترجمه گوگل]پس از شبیه سازی جریان ترانس دو بعدی با دو مدل آشفتگی، طرح FDS - Roe تایید می شود
[ترجمه ترگمان]بعد از شبیه سازی جریان transonic دو بعدی با دو مدل توربولانس، طرح FDS - روئه به درستی تایید شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The three dimensional velocities of the manifold junction with a rectangular section were measured by use of three dimensional particle dynamic analyzer (3D PDA) to verify the modified KIVA program.
[ترجمه گوگل]سرعت سه بعدی اتصال منیفولد با یک مقطع مستطیلی با استفاده از تحلیلگر دینامیکی ذرات سه بعدی (3D PDA) برای تأیید برنامه اصلاح شده KIVA اندازه گیری شد
[ترجمه ترگمان]سرعت سه بعدی تقاطع منیفولد با یک مقطع مستطیلی با استفاده از تحلیل گر دینامیک ذره سه بعدی (PDA ۳ D)برای تایید برنامه اصلاح شده kiva اندازه گیری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Relational OLAP asks for large - scale multi dimensional and time - series data.
[ترجمه گوگل]OLAP رابطه ای داده های چند بعدی و سری زمانی در مقیاس بزرگ را می خواهد
[ترجمه ترگمان]ارتباط رابطه ای از داده های سری چند بعدی و چند سری های زمانی سوال می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[ریاضیات] با بعد، ابعادی، اندازه ای

انگلیسی به انگلیسی

• pertaining to dimension

پیشنهاد کاربران

بُعدی / مبتنی بر ابعاد / چندبُعدی ( بسته به بافت )
📌 تفاوت و نکات مهم:
• dimensional صفتی است که به چیزی مربوط به �بُعد� یا �ابعاد� اشاره دارد. در روان شناسی، این واژه معمولاً به رویکردی اشاره می کند که ویژگی ها یا اختلالات را بر روی یک پیوستار ( continuum ) یا طیف اندازه گیری می کند، نه به صورت دسته های مجزا.
...
[مشاهده متن کامل]

• dimensional با categorical تفاوت دارد. در رویکرد dimensional، افراد در درجات مختلف یک ویژگی قرار می گیرند ( مثلاً شدت اضطراب از کم تا زیاد ) ، اما در رویکرد categorical، افراد معمولاً در دسته های مشخص قرار می گیرند ( مثلاً مبتلا یا غیرمبتلا ) .
• dimensional با multidimensional نیز متفاوت است. dimensional به رویکرد یا ویژگی مبتنی بر بُعد اشاره دارد، اما multidimensional به چیزی گفته می شود که از چندین بُعد یا مؤلفه تشکیل شده است.
• در روان شناسی و روان پزشکی، عبارت هایی مانند dimensional approach، dimensional model، dimensional assessment و dimensional traits بسیار رایج هستند، به ویژه در پژوهش های مربوط به شخصیت و آسیب شناسی روانی.
• امروزه بسیاری از پژوهشگران معتقدند برخی اختلالات روانی، مانند ویژگی های اوتیسم یا اختلالات شخصیت، بهتر است با رویکرد dimensional بررسی شوند تا صرفاً با دسته بندی های تشخیصی.

dimensional : بعدی
two - dimensional space: فضای دو بعدی
dimensional: بعدی
three dimensional: سه بعدی
زمانی که به صورت more dimensional آورده شود به چندبعدی تر، با ابعاد بیشتر، پیچیده تر یا فراگیرتر ترجمه می شود.
three dimensional
سه بعد ( طول و عرض و ارتفاع )
ابعادی، وابسته و مربوط به ابعاد.
ابعاد