dig out

جمله های نمونه

1. Firefighters helped to dig out the people trapped in the snowdrift.
[ترجمه گوگل]ماموران آتش نشانی برای بیرون آوردن افراد گرفتار در برف کمک کردند
[ترجمه ترگمان]آتش نشانان به بیرون کشیدن افرادی که در این برف به دام افتاده بودند کمک کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I must remember to dig out that book for you.
[ترجمه گوگل]من باید به یاد داشته باشم که آن کتاب را برای شما پیدا کنم
[ترجمه ترگمان]باید به خاطر داشته باشم که آن کتاب را برای شما حفر کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Why did you dig out all these old magazines?
[ترجمه گوگل]چرا این همه مجله قدیمی را بیرون آوردی؟
[ترجمه ترگمان]چرا همه این مجلات قدیمی رو کشف کردی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Dig out and burn infected canes.
[ترجمه گوگل]عصای آلوده را حفر کرده و بسوزانید
[ترجمه ترگمان]دیگ \"رو بنداز بیرون و\" canes \"رو آتیش بزن\"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A Dig out the clumps of roots and divide them into smaller portions to replant or pot-up.
[ترجمه گوگل]توده‌های ریشه‌ها را بیرون بیاورید و آن‌ها را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید تا دوباره بکارید یا گلدان کنید
[ترجمه ترگمان]تکه ای از ریشه ها را کاوش کنید و آن ها را به بخش های کوچک تر تقسیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. First dig out all the perennial weeds.
[ترجمه گوگل]ابتدا تمام علف های هرز چند ساله را حفر کنید
[ترجمه ترگمان] اول علف های همیشگی رو از بین ببر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He began to dig out the sand with his hands.
[ترجمه گوگل]با دستانش شروع به کندن شن و ماسه کرد
[ترجمه ترگمان]شروع به کندن ماسه با دست هایش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We had some bulldozers, and they tried to dig out the tunnels.
[ترجمه گوگل]ما چند بولدوزر داشتیم و آنها سعی کردند تونل ها را حفر کنند
[ترجمه ترگمان]ما some داشتیم و سعی کردن تونل ها رو بکنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We do advise you to dig out the manual that came with your modem to help make sense of the relevant commands.
[ترجمه گوگل]ما به شما توصیه می کنیم کتابچه راهنمای همراه مودم خود را برای کمک به درک دستورات مربوطه پیدا کنید
[ترجمه ترگمان]ما به شما توصیه می کنیم که دستی را که با مودم شما برای کمک به ایجاد حس دستورها مربوطه آمده را کاوش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The bird uses its long curved bill to dig out worms and small insects.
[ترجمه گوگل]این پرنده از منحنی بلند خود برای بیرون آوردن کرم ها و حشرات کوچک استفاده می کند
[ترجمه ترگمان]این پرنده از بیل بلند curved برای بیرون آوردن کرم و حشرات کوچک استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Dig out an old coloring book and color in a picture.
[ترجمه گوگل]یک کتاب رنگ آمیزی قدیمی را بیرون بیاورید و در یک تصویر رنگ کنید
[ترجمه ترگمان]یک کتاب رنگ آمیزی قدیمی و رنگ را در یک تصویر کشف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In June I dig out my shorts to discover my thighs resemble cottage cheese.
[ترجمه گوگل]در ماه ژوئن شورتم را بیرون می‌آورم تا بفهمم ران‌هایم شبیه پنیر دلمه است
[ترجمه ترگمان]در ماه ژوئن shorts را بیرون می آورم تا thighs را پیدا کنم که شبیه پنیر کلبه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Wei also liked to dig out eels, catch frogs, and trap turtles.
[ترجمه گوگل]وی همچنین دوست داشت مارماهی ها را کند، قورباغه ها را بگیرد و لاک پشت ها را به دام بیندازد
[ترجمه ترگمان]وی همچنین دوست داشت تا مارماهی را حفر کند، قورباغه ها را بگیرد و لاک پشت ها را به دام بیندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It took me too long to dig out how those sons of bitches did it.
[ترجمه گوگل]خیلی طول کشید تا بفهمم آن پسران عوضی چگونه این کار را کردند
[ترجمه ترگمان]خیلی طول کشید تا بفهمم اون sons چطوری این کارو کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. If the thing you dig out is fine - quality.
[ترجمه گوگل]اگر چیزی که بیرون می آورید خوب است - با کیفیت
[ترجمه ترگمان]اگر کاری که انجام می دهید کیفیت خوبی داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• discover, reveal, disclose

پیشنهاد کاربران

🔸 **معادل فارسی:
• درآوردن با کندن، بیرون آوردن ( از زیر خاک )
• پیدا کردن ( چیزی را که گم شده )
• ( کسی را ) از مخمصه نجات دادن
🔸 مثال ها:
( فیزیکی ) The dog dug out a bone from the garden.
...
[مشاهده متن کامل]

سگ یک استخوان از باغچه درآورد.
( پیدا کردن ) I need to dig out my passport before the trip.
باید قبل از سفر پاسپورتم رو پیدا کنم.
( نجات دادن ) The loan dug them out of a financial crisis.
آن وام آن ها را از بحران مالی نجات داد.
( آوار ) It took hours to dig out the car after the snowstorm.
ساعت ها طول کشید تا ماشین را بعد از طوفان برف از زیر برف دربیاورند.

حفر کردن
پوشیدن
برون کشانی
چیزی را از درون ( از دل ) چیزی بیرون کشیدن /
چیزی را از درون چیزی درآوردن
پیدا کردن ( چیز پنهان یا فراموش شده )
گشتن بدنبال چیزی قدیمی
از دل زمین بیرون آوردن
استخراج کردن، بیرون آوردن، خارج کردن