dig one's heels in


سرسختی کردن، سرفرود نیاوردن، پافشاری کردن

پیشنهاد کاربران

پایش را تو یک کفش کرده، کنایه از آدم یک دنده و لج باز، مرغش یک پا دارد. لج باز
🔸 معادل فارسی:
• یک دنده بودن، لج کردن، پافشاری کردن
• مقاومت سرسختانه کردن، از موضع خود کوتاه نیامدن
🔸 مثال ها:
My father dug his heels in when we suggested selling the old family car.
...
[مشاهده متن کامل]

وقتی پیشنهاد فروش ماشین قدیمی خانواده را دادیم، پدرم یک دنده شد و لج کرد.
The union dug its heels in during wage negotiations.
اتحادیه در مذاکرات دستمزد پافشاری کرد.
Despite all the evidence, he dug his heels in and refused to change his opinion.
با وجود همه شواهد، او لج کرد و از تغییر نظر خود سر باز زد.

به هیچ عنوان زیر بار چیزی نرفتن
غد بودن. یک دندگی کردن. بر موضع خود بی منطق پافشاری کردن.
قبول نکردن تغییر وضعیت
پایش را در یک کفش کرده
مرغش یک پا دارد ( پافشاری در انجام ندادن کاری که از او خواسته شده است ) یا با لجبازی روی حرف غیر منطقی خود پافشاری کردن.