difference

/ˈdɪfərəns//ˈdɪfrəns/

معنی: تمیز، تفاضل، فرق، اختلاف، تفاوت، مابهالتفاوت
معانی دیگر: فرور، ناسانی، دگرسانی، ناهمسانی، وابر، توفیر، نابرابری، تمایز، از هم جدایی، اختلاف نظر، ناهم اندیشی، ناسان اندیشی، مخالفت، دگرگونی، تغییر، (ریاضی) تفاضل، مانده، باقی مانده، بقیه، وابرد، مشاجره، دعوا، مرافعه، کشمکش، (منطق) فصل، (نادر) متفاوت کردن، ناسان کردن، نابرابر کردن، (نادر) متمایز کردن، مشخص کردن، (نادر) از هم تمیز دادن، بازشناختن
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. difference of ordinals
تفاضل اعداد ترتیبی

2. difference operator
عملکرد تفاضلی

3. a difference of opinion
اختلاف عقیده،ناهم اندیشی

4. a deal difference
تفاوت بسیار

5. a delicate difference
تفاوت ظریف و اندک

6. a fractional difference between the price of those two books
تفاوت ناچیز میان قیمت آن دو کتاب

7. a material difference
تفاوت اساسی

8. a slight difference of opinion
اختلاف نظر ناچیز

9. an appreciable difference
فرق قابل ملاحظه

10. the semantic difference between "rut" and "rot"
تفاوت معنایی میان واژه های "rut" و "rot"

11. the wide difference in their styles
تفاوت فراوان سبک آنها

12. make a difference
1- فرق داشتن،اثر داشتن،مهم بودن 2- وضع را عوض کردن،دیدگاه را عوض کردن

13. make no difference
اهمیت نداشتن،مهم نبودن،تفاوتی ایجاد نکردن

14. sink one's difference
اختلافات خود را کنار گذاشتن

15. i perceived no difference in their attitude toward foreigners
در نگرش آنان نسبت به خارجیان تغییری ندیدم.

16. money makes no difference but good health does
پول مهم نیست ولی تندرستی مهم است.

17. race makes no difference to me whether black or white, brown or yellow
نژاد برایم فرق نمی کند چه سیاه،سفید،قهوه ای یا زرد.

18. to know the difference between two things
تفاوت دو چیز را تشخیص دادن

19. what is the difference between a free person and a slave?
فرق میان انسان آزاد و برده چیست ؟

20. (it's the) same difference
(امریکا - خودمانی) فرقی ندارد،توفیر نمی کند

21. for all the difference it makes
(انگلیس) فرق کمی دارد،علی رغم توفیر کمی که دارد

22. a whale of a difference
تفاوت بسیار زیاد

23. can you tell the difference between these two rugs?
فرق میان این دو قالیچه را تشخیص می دهی ؟

24. the weather caused a difference in our plan
هوا برنامه ی ما را عوض کرد.

25. there is no clear-cut difference between these two groups
تفاوت بارزی بین این دو گروه وجود ندارد.

26. what's the difference? (what difference does it make?)
چه فرق می کند؟،چه تفاوتی دارد؟،اهمیت ندارد،علی السویه است

27. mountain air has made a difference to her health
هوای کوهستان در سلامتی او موثر بوده است.

28. the law should make no difference between the rich and the poor
قانون نباید بین دارا و ندار تمایز قائل شود.

29. there has never been any difference between the two men
میان آن دو مرد هرگز اختلافی وجود نداشته است.

30. there is a world of difference between them
میان آنها یک عالمه فرق وجود دارد.

31. they decided to split the difference
آنها تصمیم گرفتند که بقیه را بین خود تقسیم کنند.

32. there is not a pinpoint of difference between these two
یک سر سوزن فرق بین این دو وجود ندارد.

33. we should not use force to settle our difference
نباید برای حل اختلافات خود به زور متوسل شویم.

34. you need a thousand tumans; i'll give you nine hundred and you can get the difference from your father
شما به هزار تومان نیاز دارید; من نهصد تومان می دهم و مانده را از پدرتان بگیرید.

مترادف ها

تمیز (اسم)
discernment, distinction, identification, difference, contradistinction, discrimination

تفاضل (اسم)
priority, competition, difference, residuum

فرق (اسم)
top, vertex, distinction, sinciput, odds, difference, contradistinction, crown, discrimination, inequality

اختلاف (اسم)
friction, quarrel, cross, discord, division, variation, disagreement, difference, schism, schismatism, scissoring, variance, disparity, discrepancy, dissension, versatility, inequality, mean square deviation

تفاوت (اسم)
margin, difference, discrepancy, diversity

مابه التفاوت (اسم)
difference

تخصصی

[حسابداری] تفاوت
[کامپیوتر] تفاوت .
[برق و الکترونیک] تفاضل، اختلاف
[ریاضیات] تفاضل
[آمار] تفاضل

به انگلیسی

• unusual quality, distinction; disagreement; remainder (mathematics)
the difference between things is the way in which they are different from each other.
the difference between two amounts is the amount by which one is less than the other.
if people have their differences, they disagree about things.
if you say that something makes a difference, you mean that it changes a situation.

پیشنهاد کاربران

تفاوت داشتن
متفاوت بودن چیزی یا کسی.
ممندن از دیکشنری خوبتون.
اختلاف . متفاوت . عیر یکنواخت
متفاوت، اختلاف، چیزی کهــ باعثــ تفاوت میشوو
فرق different و difference چیست؟
تضاد
متفاوت
different is adjective
difference is noun
اختلاف
She intends to make a difference in your family
According to yesterday
او قصد اختلاف را در بین خانواده شما دارد
بگفته دیروز
I was upset yesterday
I swore to my father
The girl intends to have a dispute in this family and the dispute will be seen. Your marriage will remain in the air
دیروز حالم بد بود زیرا بجون پدرم قسم بهم گفت
آن دختر قصد اختلاف را در این خانواده را دارد و اختلاف دیده میشود ازدواج شما در هوا می ماند
از ناراحتی دستاتم گرفته و نفس کشیدن برایم سخت دشوار بود

اختلاف
She intends to make a difference in your family
او قصد اختلاف را در بین خانواده شما دارد
بگفته دیروز
اختلاف
She intends to make a difference in your family
او قصد اختلاف را در بین خانواده شما دارد
بگفته پریروز
بجون پدر خودم قسم راست گفتم
اختلاف - تفاوت
تمییز. . . . . نه تمیز!

Did you mean: مثل تفاوت اسب اصیل کحل سفید شاخدار با اسب مشکی سرکش هست
It is like the difference between a purebred white horned horse and a rebellious black horse

عرفان امیرآبادی زاده
What is the difference between these two boys that you have a problem with Amir Mohammad from the beginning?
فرق دو پسر تو در چیه که با امیر محمد مشکل داری؟
حالم ازتو بهم میخوره
من تو رو دوست ندارم
فرق
تفاوت داشتن
مغایرت
دیگرگونی، دیگرسانی، ناسانی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما