dichotomous thinking

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
تفاوت این اصطلاح با Binary Thinking و Black - and - White Thinking و Splitting:
• Binary Thinking اصطلاح گسترده تر و غیربالینی تری است که در تحلیل اجتماعی و سیاسی نیز به کار می رود، در حالی که Dichotomous Thinking بار فنی و بالینی بیشتری دارد و در ادبیات روان شناسی رسمی تر است.
...
[مشاهده متن کامل]

• Black - and - White Thinking معادل عامیانه تر و قابل فهم تر برای عموم است، در حالی که Dichotomous Thinking در متون تخصصی و پژوهشی رایج تر است.
• Splitting مکانیزم دفاعی روان شناختی است که در آن فرد خود و دیگران را به طور متناوب کاملاً خوب یا کاملاً بد می بیند و بیشتر با اختلال شخصیت مرزی مرتبط است، در حالی که Dichotomous Thinking الگویی شناختی است که می تواند در افراد بدون اختلال شخصیت نیز وجود داشته باشد.

دایکاتِمِس . . .
🔸 معادل فارسی:
• تفکر دوقطبی / تفکر دوگانه
• تفکر سیاه وسفید / تفکر همه یا هیچ
• تفکر قطبی شده ( در متون بالینی )
🔸 معنی دقیق:
اصطلاحی رسمی در روان شناسی شناختی و بالینی است که به تمایل فرد برای دیدن و ارزیابی رویدادها در قالب دو قطب متضاد ( بهترین/بدترین، خوب/بد، درست/غلط ) بدون پذیرش حالت های میانی و خاکستری اشاره دارد . این شیوه ی تفکر نوعی تحریف شناختی محسوب می شود و در روان شناسی بالینی به ویژه با اختلال افسردگی اساسی مرتبط دانسته شده است؛ افراد افسرده تمایل دارند رویدادهای نسبتاً منفی را به شدت منفی تفسیر کنند . تحقیقات همچنین نقش آن را در اختلالات خوردن و اختلالات شخصیت ( مانند اختلال شخصیت مرزی ) بررسی کرده اند . در آمار نیز کاربرد دارد و به تفسیر p - value فقط بر اساس آستانه ی معناداری ( بالاتر یا پایین تر از ۰٫۰۵ ) بدون توجه به پیوستگی مقادیر اشاره می کند . بار معنایی آن در بافت بالینی منفی و انتقادی است.
...
[مشاهده متن کامل]