diabetes

/ˌdaɪəˈbiːtiz//ˌdaɪəˈbiːtɪz/

معنی: دیابت، مرض قند، مرض دولاب
معانی دیگر: (پزشکی) مرض قند، بیماری دولاب، میزه روی، طب دیابت، مر­ دولاب، مر­ قند
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. is diabetes inborn?
آیا مرض قند ارثی است ؟

2. complications of diabetes
عوارض مرض قند

3. he was afflicted with poor eyesight and diabetes
او از ضعف باصره و مرض قند رنج می برد.

4. Common symptoms of diabetes are weight loss and fatigue.
[ترجمه ترگمان]علائم متداول دیابت عبارتند از کاهش وزن و خستگی
[ترجمه گوگل]علائم معمول دیابت، کاهش وزن و خستگی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There is no miracle cure for diabetes.
[ترجمه ترگمان] هیچ درمانی برای دیابت وجود نداره
[ترجمه گوگل]هیچ معجزه ای برای دیابت وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She was diagnosed with/as having diabetes.
[ترجمه ترگمان]او مبتلا به دیابت بود
[ترجمه گوگل]او با بیماری دیابت تشخیص داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. My doctor wants me to be tested for diabetes.
[ترجمه ترگمان]پزشک من می خواهد که من برای دیابت آزمایش شوم
[ترجمه گوگل]دکتر من می خواهد من را برای دیابت آزمایش کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He suffered from diabetes and gastric ulcers.
[ترجمه ترگمان]او از دیابت و زخم معده رنج می برد
[ترجمه گوگل]او از دیابت و زخم معده رنج می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Some people are genetically predisposed to diabetes.
[ترجمه ترگمان]برخی افراد از لحاظ ژنتیکی مستعد دیابت هستند
[ترجمه گوگل]بعضی از مردم به علت دیابت مبتلا به ژنتیک هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Diabetes is caused by a fault in the insulin production of the body.
[ترجمه ترگمان]دیابت ناشی از نقص در تولید انسولین بدن است
[ترجمه گوگل]دیابت ناشی از گسل تولید انسولین بدن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Researchers believe that the tendency for diabetes is present at birth.
[ترجمه ترگمان]محققان معتقدند که گرایش به دیابت در هنگام تولد وجود دارد
[ترجمه گوگل]محققان بر این باورند که تمایل به دیابت در هنگام تولد وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It is now possible to screen babies for diabetes.
[ترجمه ترگمان]اکنون این امکان وجود دارد که نوزادان را برای ابتلا به دیابت آزمایش کنیم
[ترجمه گوگل]در حال حاضر ممکن است نوزادان را برای دیابت نمایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Diabetes appears to run in families.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد دیابت در خانواده ها اداره می شود
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد دیابت در خانواده ها اجرا شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Blindness is a common complication of diabetes.
[ترجمه ترگمان]نابینایی یکی از پیچیدگی رایج دیابت است
[ترجمه گوگل]نابینایی یک عارضه رایج دیابت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. She has to have insulin injections for her diabetes.
[ترجمه ترگمان]او باید تزریق انسولین برای دیابت را داشته باشد
[ترجمه گوگل]او باید تزریق انسولین را برای دیابت خود داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دیابت (اسم)
diabetes

مرض قند (اسم)
diabetes, diabetes mellitus

مرض دولاب (اسم)
diabetes

تخصصی

[بهداشت] بیماری قند - دیابت

به انگلیسی

• disease in which the body's ability to metabolize sugar is impaired
diabetes is a medical condition in which someone's body is unable to control the level of sugar in their blood.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما