• هم معنی های آن عبارتند از:
• "Descend into" ( تنزل کردن به )
• "Deteriorate into" ( به وخامت گراییدن به )
• "Degenerate into" ( منحط شدن به )
• "Descend into" ( تنزل کردن به )
• "Deteriorate into" ( به وخامت گراییدن به )
• "Degenerate into" ( منحط شدن به )
🔸 معادل فارسی:
• تنزل کردن به / تبدیل شدن به ( وضعیت بدتر )
• افت کردن به
• سقوط کردن به ( یک وضعیت نامطلوب )
🔸 مثال ها:
• "The peaceful protest devolved into chaos after the police intervention. "
... [مشاهده متن کامل]
اعتراض صلح آمیز پس از دخالت پلیس به هرج ومرج تبدیل شد.
• "The negotiations devolved into a shouting match. "
مذاکرات به یک دعوای کلامی تبدیل شد.
• "What started as a minor dispute devolved into a full - blown conflict. "
آنچه به عنوان یک اختلاف جزئی آغاز شد، به یک درگیری تمام عیار تبدیل شد.
• تنزل کردن به / تبدیل شدن به ( وضعیت بدتر )
• افت کردن به
• سقوط کردن به ( یک وضعیت نامطلوب )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
اعتراض صلح آمیز پس از دخالت پلیس به هرج ومرج تبدیل شد.
مذاکرات به یک دعوای کلامی تبدیل شد.
آنچه به عنوان یک اختلاف جزئی آغاز شد، به یک درگیری تمام عیار تبدیل شد.
افتادن در ورطه چیزی ( نامناسب )
تبدیل شدن به - تغییر یافتن به