desk bombing

پیشنهاد کاربران

• شلوغ کردن یا پر کردن میز کار یک نفر ( به صورت شوخی )
• انباشتن ناگهانی حجم زیادی کار یا پرونده روی میز کسی
• پخش و قرار دادن بروشورها یا اقلام تبلیغاتی روی میزها
مثال:
شوخی با همکار از طریق پر کردن میز کار او با وسایل مختلف
...
[مشاهده متن کامل]

Example: They desk bombed his workspace with balloons and sticky notes for his birthday.
ترجمه: آن ها برای تولدش میز کار او را با بادکنک و برگه های یادداشت پر کردند.
انباشتن ناگهانی حجم زیادی از کار یا پرونده روی میز یک نفر
Example: The manager desk bombed her with urgent files right before the deadline.
ترجمه: مدیر درست قبل از موعد تحویل، تعداد زیادی پرونده فوری روی میز او گذاشت.
پخش بروشورها یا اقلام تبلیغاتی روی میزها در یک محیط کاری یا نمایشگاهی
Example: During the event, promoters desk bombed the office with flyers and brochures.
ترجمه: در طول رویداد، مروجان دفتر را با بروشورها و تراکت ها روی میزها پر کردند.