derivable

/dɪˈraɪvəbl//dɪˈraɪvəbl/

معنی: قابل اشتقاق
معانی دیگر: قابل اشتقاق

جمله های نمونه

1. The topic framework consists of elements derivable from the physical context and from the discourse domain of any discourse fragment.
[ترجمه ترگمان]چارچوب موضوع شامل عناصری است که از بافت فیزیکی و از حوزه گفتمان هر بخش گفتمان تشکیل شده اند
[ترجمه گوگل]چارچوب موضوع شامل عناصر مشتق شده از زمینه فیزیکی و از حوزه گفتمان هر قطعه گفتمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the second place, the modal meaning is derivable from the canonical lexical meaning but not the other way round.
[ترجمه ترگمان]در مکان دوم، مفهوم مودال از مفهوم واژگانی استاندارد جدا شده است، اما نه به روش دیگر
[ترجمه گوگل]در مرحله دوم، معنی مودال از معنای واژگانی کانونیک مشتق شده است، اما دور از دسترس نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The customer code may exist elsewhere or be derivable from other data.
[ترجمه ترگمان]کد مشتری ممکن است در جای دیگری وجود داشته باشد یا از داده های دیگر پاک شود
[ترجمه گوگل]کد مشتری ممکن است در جای دیگر وجود داشته باشد یا از سایر داده ها مشتق شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The private key should not be derivable from the public key (or at least it should take a very long time to do so).
[ترجمه ترگمان]کلید خصوصی نباید از کلید عمومی حذف شود (یا حداقل باید زمان زیادی طول بکشد)
[ترجمه گوگل]کلید خصوصی نباید از کلید عمومی مشتق شود (یا حداقل باید زمان زیادی برای انجام این کار داشته باشد)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The uniformly derivable function on the interval I is defined, and two sufficient and necessary conditions of uniformly derivable function are given.
[ترجمه ترگمان]تابع یکنواخت uniformly در فاصله زمانی تعریف می شود، و دو شرط کافی و لازم برای تابع یکنواخت uniformly داده می شود
[ترجمه گوگل]تابع مشتق شده یکنواخت در بازه I تعریف شده و دو شرایط کافی و لازم برای تابع مشتق پذیری یکنواخت ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They enrich Zhu's conclusion about the generalized derivable mappings at zero point on finite nest algebras from different methods.
[ترجمه ترگمان]آن ها نتیجه گیری ژو را در مورد نگاشت derivable generalized در نقطه صفر روی algebras های متناهی از روش های مختلف غنی می کنند
[ترجمه گوگل]آنها نتیجه ژئو را در مورد مقادیر مشتق پذیر تعمیم یافته در نقطه صفر در جبرهای لانه نهایی از روش های مختلف غنی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The implication is that this data must be derivable from user inputs and drives the read operations on the services in a top down fashion.
[ترجمه ترگمان]مفهوم این است که این داده ها باید از ورودی های کاربر حذف شوند و عملیات خوانش را بر روی خدمات به شکل بالا به پایین هدایت کنند
[ترجمه گوگل]نکته این است که این داده ها باید از ورودی های کاربر مشتق شوند و عملیات خواندن را در سرویس ها به صورت پایین به بالا انجام دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Unfortunately, because the calculation of feedbacks is influenced by parameter uncertainties and restrictions of "derivable condition", the controller has inferior robustness.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه، از آنجا که محاسبه feedbacks تحت تاثیر uncertainties پارامتر و محدودیت های \"شرط derivable\" قرار می گیرد، کنترل کننده مقاومت پایینی دارد
[ترجمه گوگل]متاسفانه، به دلیل اینکه محاسبه بازخورد ها تحت تأثیر عدم قطعیت پارامترها و محدودیت های «شرایط مشتق شده» قرار دارد، کنترل کننده دارای استحکام پایین تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. But Frege, in 1879—188 showed that arithmetic was derivable from logic alone.
[ترجمه ترگمان]اما Frege در سال ۱۸۷۹ - ۱۸۸ نشان داد که حساب ریاضی از منطق به تنهایی محدود شده است
[ترجمه گوگل]اما فرگه، در سال های 1879-1888 نشان داد که ریاضی تنها از منطق مشتق شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Similarly, the structure of words might be derivable from memory limitations.
[ترجمه ترگمان]به طور مشابه، ساختار کلمات ممکن است ناشی از محدودیت های حافظه باشد
[ترجمه گوگل]به طور مشابه، ساختار کلمات ممکن است از محدودیت های حافظه مشتق شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The teacher is the practical subject, with a derivable feature.
[ترجمه ترگمان]معلم یک سوژه عملی با ویژگی derivable است
[ترجمه گوگل]معلم موضوع عملی است، با ویژگی مشتق شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. These results are derivable from the theory of quantum mechanics.
[ترجمه ترگمان]این نتایج برگرفته از نظریه مکانیک کوانتومی است
[ترجمه گوگل]این نتایج از نظریه مکانیک کوانتومی مشتق می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Coherence, derivable from relevance, is divided into two kinds: the coherence of propositional content and the coherence of contextual effect.
[ترجمه ترگمان]انسجام، derivable از ارتباط، به دو دسته تقسیم می شود: انسجام محتوای گزاره ای و انسجام تاثیر بافتی
[ترجمه گوگل]انسجام، مشتق از رابطه، به دو نوع تقسیم می شود: انسجام محتوای قضیه و انسجام اثر متقابل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. You should never use memcached as the only source for the information you need to run your application; the data should always be derivable from some other source.
[ترجمه ترگمان]شما هرگز نباید از memcached به عنوان تنها منبع برای اطلاعاتی که برای اجرا درخواست تان نیاز دارید استفاده کنید؛ داده ها باید همیشه از یک منبع دیگر حذف شوند
[ترجمه گوگل]شما نباید از Memcached به عنوان تنها منبع اطلاعاتی که برای اجرای برنامه خود نیاز دارید استفاده کنید داده ها همیشه باید از برخی منابع دیگر مشتق شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

قابل اشتقاق (صفت)
derivable

تخصصی

[ریاضیات] قابل اشتقاق، مشتق پذیر، قابل مشتق گیری، دارای مشتق، مشتق دار

به انگلیسی

• capable of being formed or developed from something else

پیشنهاد کاربران

از derivare لاتین می آید ( de rivus ) به معنای ( to lead or draw off )
می شود کارواژه روییدن را همره با پسوند جدایَنده "گ" ( در کارواژه های گداختن، گریختن و. . . ) برای آن قرار داد.
پس می شود = گُروییدن
بدین ترتیب :
Derive = گروییدن
Deriving = گرویان، گروییدن
در نقش صفت = گرویان مانند خندان. چیزی که می گُروید .
Derived = گروییده
Deriver = گروینده
Derivable = گرویپذیر
*Derivably = گرویپذیرانه
Derivative = گروینه
از پسوند " - ینه" که هم اسم می ساز ( مانند سبزینه، سیمینه ) و هم صفت ( مانند زَرینه ) .
۲ معنا می تواند داشته باشد :
۱ ) واژه ایی که از گُرویش/مُشتق سازی ساخته شده.
۲ ) صفتی که به گروییدن اشاره می کند.
*Derivatively = گروینهانه
Derivation = گُرویش/گروی سازی
Derivational = گرویشی

واژگان که ستاره دار هستند معنای کم - بکار - گرفته - شده یا اصلا - بکار - گرفته - نشده را دارند.
این واژه صرفا پیشنهاد است برای کسانی که شاید نتوانند با واژگان "مشتق" و "اشتقاق" دیسه ها/شکل های بقیه این واژه "derive" را برگردانند.






مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما