depressing

/dəˈpres.ɪŋ//dəˈpres.ɪŋ/
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. His pessimism has the effect of depressing everyone.
[ترجمه ترگمان]بدبینی او موجب افسردگی همگان شده است
[ترجمه گوگل]بدبینی او باعث افسردگی همه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We found it a deeply depressing experience.
[ترجمه ترگمان]ما آن را تجربه بسیار depressing یافتیم
[ترجمه گوگل]ما آن را یک تجربه عمیق دلسردانه پیدا کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Everything is a bit depressing at the moment, but I carry on in the belief that good times are just around the corner.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر همه چیز کمی افسرده کننده است، اما من اعتقاد دارم که زمان های خوب درست در گوشه اتاق قرار دارند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر همه چیز به نوعی افسرده است، اما من معتقد هستم که زمان های خوب در اطراف گوشه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I won't go into all the depressing details; suffice it to say that the whole affair was an utter disaster.
[ترجمه ترگمان]من به جزئیات غم انگیز نخواهم رفت، کافی است بگویم که این ماجرا یک فاجعه تمام عیار است
[ترجمه گوگل]من به تمام جزئیات افسرده نمی روم کافی است بگوئید که تمام امور یک فاجعه کاملا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It's depressing how many people there are chasing so few jobs.
[ترجمه ترگمان]ناراحت کننده است که چه تعداد از مردم در حال دنبال کردن چند شغل هستند
[ترجمه گوگل]این افسردگی این است که چگونه بسیاری از مردم در حال تعقیب کارهای چندانی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. After the depressing events of the last few months, Mina felt that it was time to put a little joie de vivre back into their lives.
[ترجمه ترگمان]پس از اتفاقات depressing در چند ماه گذشته، مینا احساس کرد که زمان آن رسیده است که زندگی خود را به زندگی خود بازگرداند
[ترجمه گوگل]پس از حوادث ناگوار چند ماه گذشته، مینا احساس کرد که وقت آن رسیده است که جوی دایو را به زندگی خود بازگرداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There is nothing more depressing than a seaside town in low season.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز بدتر از یک شهر کنار دریا در فصل پایین وجود ندارد
[ترجمه گوگل]در فصل زمستان چیزی بیش از یک شهر ساحلی وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I find this weather so depressing.
[ترجمه ترگمان] این هوا رو خیلی افسرده کننده می بینم
[ترجمه گوگل]من این هوا را خیلی افسرده می بینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Living in Bootham these days can be depressing.
[ترجمه ترگمان]زندگی در Bootham این روزها ممکن است ناراحت کننده باشد
[ترجمه گوگل]زندگی در بوتام این روزها می تواند افسرده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It's a depressing thought.
[ترجمه ترگمان]فکر غم انگیزی است
[ترجمه گوگل]این فکر افسرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Everywhere looks so grey and depressing in winter.
[ترجمه ترگمان]در زمستان، همه جا بسیار خاکستری و افسرده به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]در زمستان به نظر می رسد در همه جا خاکستری و افسرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I found the whole business very depressing.
[ترجمه ترگمان] من کل کسب وکار رو خیلی افسرده کننده پیدا کردم
[ترجمه گوگل]من کل کسب و کار را بسیار افسرده کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The film is alternately depressing and amusing.
[ترجمه ترگمان]این فیلم به طور متناوب ناراحت کننده و سرگرم کننده است
[ترجمه گوگل]فیلم به طور متناوب افسرده و سرگرم کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I find politics infinitely depressing: none of the parties appeal to me.
[ترجمه ترگمان]سیاست را بسیار ناراحت کننده می یابم؛ هیچ یک از طرفین از من درخواست استیناف نمی دهند
[ترجمه گوگل]من سیاست را بی حد و مرز افسرده می بینم: هیچ یک از طرفین به من احترام نمی گذارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• saddening, causing depression
something that is depressing makes you feel sad and disappointed.

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. His pessimism has the effect of depressing everyone. [ترجمه ترگمان] بدبینی او موجب افسردگی هم ...انگلیسی به انگلیسیsaddening, causing depression something that is depressing makes you feel sad and disappointed.
معنی depressing، مفهوم depressing، تعریف depressing، معرفی depressing، depressing چیست، depressing یعنی چی، depressing یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف d، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف d، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف d
کلمه بعدی: depressing adj
اشتباه تایپی: یثحقثسسهدل
آوا: /دپرسینگ/
عکس depressing : در گوگل

پیشنهاد کاربران

ناراحت کننده، حوصله سر بر، جایی که وقتی در آن هستیم حال خوشی نداریم
حوصله ندارا احمقه
معدن ( اثر بازداشت کنندگی )
ملال انگیز
ناامید کننده،
دلگیر
بی حوصلگی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما