deported

/dəˈpɔːrt//dɪˈpɔːt/

(verb transitive) تبعید کردن، حمل، اخراج
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. he deported himself like a gentleman
او مثل یک آقا رفتار می کرد.

به انگلیسی

• banished, expelled, exiled, sent away

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما