demand a cut

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• سهم خواستن، درصد خواستن
• طلب کردن سهم از سود یا معامله
• حق السکوت یا سهم خود را مطالبه کردن
• ( در زمینه جنایی/غیررسمی ) سهم خود را از غنایم یا پول خواستن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

� "The mafia boss demanded a cut from every deal in the neighborhood. "
رئیس مافیا از هر معامله ای که تو محله انجام می شد سهم خودش رو مطالبه می کرد.
� "If you want me to help promote your product, I’ll demand a cut of the profits. "
اگه می خوای کمک کنم محصولتو تبلیغ کنم، سهم از سودش رو می خوام.
� "The investor demanded a cut of the company’s future earnings. "
سرمایه گذار سهم از درآمدهای آینده شرکت را مطالبه کرد.
� "He did most of the work but his partner still demanded a cut. "
بیشتر کارها رو اون انجام داد ولی شریکش باز هم سهم خودش رو خواست.