🔸 معادل فارسی:
• کنایه زدن به / طعنه زدن به
• نیش و کنایه انداختن به
• تیکه انداختن به / گوشه ای زدن
• انتقاد غیرمستقیم و کنایه آمیز کردن
🔸 مثال ها:
• He delivered a dig at his rival during the speech.
... [مشاهده متن کامل]
او در طول آن سخنرانی، کنایه ای به رقیبش زد.
• She delivered a dig at the company's outdated policies.
او کنایه ای به سیاست های قدیمی آن شرکت زد.
• The comedian delivered a dig at the audience before starting.
آن کمدین پیش از شروع، تیکه ای به حضار انداخت.
• کنایه زدن به / طعنه زدن به
• نیش و کنایه انداختن به
• تیکه انداختن به / گوشه ای زدن
• انتقاد غیرمستقیم و کنایه آمیز کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او در طول آن سخنرانی، کنایه ای به رقیبش زد.
او کنایه ای به سیاست های قدیمی آن شرکت زد.
آن کمدین پیش از شروع، تیکه ای به حضار انداخت.