delimitation

/di:ˌlɪmɪˈteɪʃn̩//di:ˌlɪmɪˈteɪʃn̩/

تحدید حدود
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Article 6 assumes a series of delimitation agreements between adjacent States allowing for bilateral relationships within the overall multilateral regime.
[ترجمه گوگل]ماده 6 مجموعه ای از موافقت نامه های تحدید حدود بین کشورهای مجاور را فرض می کند که روابط دوجانبه را در داخل رژیم کلی چندجانبه اجازه می دهد
[ترجمه ترگمان]ماده ۶ مجموعه ای از توافقات تعیین حدود بین کشورهای همسایه را در نظر می گیرد که امکان روابط دو جانبه بین رژیم چند جانبه را فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The scrupulous delimitation of state powers found no parallel in the conduct of external relations, which formed a permanent exception.
[ترجمه گوگل]تحدید دقیق قوای دولتی هیچ تشابهی در اداره روابط خارجی پیدا نکرد که استثنایی دائمی را تشکیل می داد
[ترجمه ترگمان]تعیین دقیق قدرت دولت در رفتار خارجی، که یک استثنا دایمی را تشکیل می داد، وجود نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The dispute of the delimitation of the continental shelf at the East Sea has damaged the relationship between China and Japan.
[ترجمه گوگل]مناقشه تعیین حدود فلات قاره در دریای شرق به روابط چین و ژاپن آسیب رسانده است
[ترجمه ترگمان]بحث بر سر تعیین جایگاه قاره اروپا در دریای شرقی به روابط چین و ژاپن لطمه وارد کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The delimitation of stands within ecotons generally gives on difficulties.
[ترجمه گوگل]تعیین حدود غرفه ها در داخل اکوتون ها به طور کلی مشکلاتی را ایجاد می کند
[ترجمه ترگمان]تعیین حدود جایگاه در ecotons به طور کلی به مشکلات می پردازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. As a basic principle in the delimitation, equitable principle has been established gradually in international practice, and become one part of international practices.
[ترجمه گوگل]به عنوان یک اصل اساسی در تحدید حدود، اصل انصاف به تدریج در رویه بین المللی ایجاد شده و به بخشی از رویه های بین المللی تبدیل شده است
[ترجمه ترگمان]به عنوان یک اصل اساسی در تعیین حدود و تعیین حدود، اصول عادلانه به تدریج در فعالیت های بین المللی به وجود آمده اند و به عنوان بخشی از فعالیت های بین المللی تبدیل شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The analysis and delimitation on that are of great importance for us to well understand the moral construction's strategy raised by our Party' Central Committee and to put it into effect.
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل و تحدید حدود آن برای ما اهمیت زیادی دارد تا بتوانیم استراتژی ساخت اخلاقی را که توسط کمیته مرکزی حزب ما مطرح شده است، درک کنیم و آن را به اجرا بگذاریم
[ترجمه ترگمان]تجزیه و تحلیل و تعیین حدود آن از اهمیت زیادی برخوردار است که ما بخوبی استراتژی ساختار اخلاقی را که توسط کمیته مرکزی حزب ما مطرح شده است درک کنیم و آن را عملی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The delimitation of the northern bounder between China and Burma in 1960 didn't mean that the Chinese government had recognized the legitimacy of the McMahon Line.
[ترجمه گوگل]تحدید حدود مرز شمالی بین چین و برمه در سال 1960 به این معنی نبود که دولت چین مشروعیت خط مک ماهون را به رسمیت شناخته است
[ترجمه ترگمان]تعیین مرز بین چین و برمه در سال ۱۹۶۰ به این معنا نبود که دولت چین مشروعیت خط مک ماهون را تایید کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This paper discusses the principles conformed by Delimitation of Maritime Boundary in the Beibu Gulf and the factors considered by the principle of equity.
[ترجمه گوگل]این مقاله اصول مطابق با تحدید مرز دریایی در خلیج بیبو و عوامل در نظر گرفته شده توسط اصل برابری را مورد بحث قرار می دهد
[ترجمه ترگمان]این مقاله در مورد اصول تعیین حدود مرزی دریایی در خلیج Beibu و عواملی که با اصل برابری در نظر گرفته می شوند، بحث می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The delimitation of the scope of application of Community Corrections should be consistent with the nature of Community Corrections and the country's current penal system.
[ترجمه گوگل]تعیین حدود دامنه اعمال اصلاحات اجتماعی باید با ماهیت اصلاحات اجتماعی و نظام کیفری فعلی کشور مطابقت داشته باشد
[ترجمه ترگمان]تعیین حدود کاربرد اصلاحات اجتماعی باید با ماهیت اصلاحات اجتماعی و سیستم کیفری کنونی کشور سازگار باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The application of GPS-RTK in investigation delimitation of linear engineering may not only meet the accuracy requirements, but also increase the efficiency obviously, which is a feasible method.
[ترجمه گوگل]استفاده از GPS-RTK در بررسی تحدید حدود مهندسی خطی ممکن است نه تنها الزامات دقت را برآورده کند، بلکه کارایی را نیز به وضوح افزایش می دهد، که یک روش عملی است
[ترجمه ترگمان]کاربرد GPS - RTK در تعیین حدود مهندسی خطی ممکن است نه تنها الزامات دقت را برآورده کند، بلکه بهره وری را نیز افزایش دهد، که یک روش عملی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The matter of delimitation needs the two countries to negotiate. It can't be decided unilaterally.
[ترجمه گوگل]موضوع تحدید حدود نیازمند مذاکره دو کشور است نمی توان یک طرفه تصمیم گرفت
[ترجمه ترگمان]مساله تعیین حدود دو کشور برای مذاکره نیاز دارد نمی توان به طور یک جانبه تصمیم گیری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Set the delimitation or boundaries of your proposed research in order to provide a clear focus.
[ترجمه گوگل]تعیین حدود یا مرزهای تحقیق پیشنهادی خود را به منظور ارائه یک تمرکز واضح
[ترجمه ترگمان]تعیین حدود و مرزه ای تحقیق پیشنهادی تان به منظور ارائه یک تمرکز روشن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Objective To study the delimitation of boundaries of zoogeographical regions on the rat-shaped zoology fauna of Hubei province.
[ترجمه گوگل]هدف مطالعه تعیین حدود مرزهای مناطق جغرافیایی وحشی بر روی جانوران جانورشناسی موش شکل استان هوبی است
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه تعیین حدود مرزی مناطق جانورشناسی شکل از استان هوبی به شکل موش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It is this idea that gave rise to the delimitation of rights in Deng's style and the re-emergence of entrepreneurship in China, which I have mentioned previously.
[ترجمه گوگل]این ایده است که باعث ایجاد حدود حقوق به سبک دنگ و ظهور مجدد کارآفرینی در چین شد که قبلاً به آن اشاره کردم
[ترجمه ترگمان]این ایده ای است که به تعیین حدود حقوق در سبک دنگ و ظهور مجدد کارآفرینی در چین اشاره کرد که پیش تر اشاره کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• demarcation, process of setting the boundaries of

پیشنهاد کاربران

تعیینِ حدود
در پژوهش بصورت

Limitations: محدودیت ها ( محدودیت های موجود و خارج از کنترل پژوهشگر ) و
Delimitations: محدوده ها ( محدودیت های اعمال شده توسط شخص پژوهشگر ) .
تعیین مرز ، مرزبندی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما