deliberate over

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• درباره ی چیزی به دقت اندیشیدن / تأمل کردن
• مشورت کردن / سنجیدنِ گزینه ها
• به آرامی و با دقت بررسی کردن
🔸 مثال ها:
"The National Security Council spent hours deliberating over the next move in the conflict with Iran. "
...
[مشاهده متن کامل]

شورایِ امنیتِ ملی ساعتها را صرف تأمل و بررسیِ گامِ بعدی در درگیری با ایران کرد.
• "The jury deliberated over the evidence for three days before reaching a verdict. "
هیئتِ منصفه به مدتِ سه روز درباره ی مدارک به دقت اندیشید تا به رأی برسد.
• "The committee is still deliberating over the proposed budget cuts. "
کمیته همچنان در حال بررسی و مشورت درباره ی کاهش هایِ بودجه ایِ پیشنهادی است.
• "She deliberated over every word of her resignation letter before submitting it. "
او پیش از ارسالِ نامه ی استعفایش، بر سرِ هر کلمه اش تأمل کرد.

سبک سنگین کردن