delete

/dəˈliːt//dɪˈliːt/

معنی: انداختن، حذف کردن، برداشتن
معانی دیگر: (چیزی را از متن نگاشته شده) زدن، قلم زدن، (زادشناسی) ستردن

جمله های نمونه

1. It will be clearer if you delete the last paragraph.
[ترجمه aynaz] اگر پاراگراف قبلی را حذف کنند تمیز تر یا واضح تر میشود
|
[ترجمه بهروز گنج جو] این متن شما نیاز به یه حذف داره، بند آخر. همین. اونوقت تمیز و عالی میشه.
|
[ترجمه Supercraft01010] اگر پاراگراف آخر را حذف کنید، تمیز تر می شود
|
[ترجمه گوگل]اگر پاراگراف آخر را حذف کنید واضح تر می شود
[ترجمه ترگمان]اگر پاراگراف قبل را حذف کنید، روشن تر خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Delete what is dispensable and give more prominence to the essentials.
[ترجمه گوگل]آنچه غیرقابل استفاده است را حذف کنید و به موارد ضروری اهمیت بیشتری بدهید
[ترجمه ترگمان]آنچه را حذف کنید حذف کنید و برجستگی بیشتری به موارد اساسی بدهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Highlight the section that you want to delete.
[ترجمه گوگل]قسمتی را که می خواهید حذف کنید برجسته کنید
[ترجمه ترگمان]بخشی را که می خواهید حذف کنید را مشخص کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I selected a file and pressed the Delete key.
[ترجمه AYNAZ] من فایل را انتخاب کردم و کلید حذف را زدم
|
[ترجمه گوگل]یک فایل انتخاب کردم و کلید Delete را فشار دادم
[ترجمه ترگمان]یک فایل را انتخاب کرده و کلید حذف را فشار دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We will be pleased to delete the charge from the original invoice.
[ترجمه گوگل]ما خوشحال خواهیم شد که هزینه را از فاکتور اصلی حذف کنیم
[ترجمه ترگمان]ما از حذف مسئول از فاکتور اصلی خوشحال خواهیم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I pressed control Alt Delete but nothing happened.
[ترجمه سپیده] من دکمه های کنترل و آلت و حذف را فشار دادم اما اتفاقی نیفتاد
|
[ترجمه گوگل]من کنترل Alt Delete را فشار دادم اما هیچ اتفاقی نیفتاد
[ترجمه ترگمان]من کنترل Alt را حذف کردم اما هیچ اتفاقی نیفتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Press control, alt, delete to log on to the computer.
[ترجمه گوگل]برای ورود به رایانه، کنترل، alt، delete را فشار دهید
[ترجمه ترگمان]کنترل فشار، alt، حذف کردن برای ورود به رایانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. You can elect to delete the message or save it.
[ترجمه مائده] میتوانید پیام را حذف یا آن را ذخیره کنید
|
[ترجمه aynaz] شما میتوانید پیام را انتخاب یا آن را ذخیره کنید
|
[ترجمه گوگل]می‌توانید پیام را حذف یا ذخیره کنید
[ترجمه ترگمان]می توانید پیغام را حذف کنید یا آن را ذخیره کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Delete her name from the list of members.
[ترجمه AYNAZ] نام او از فهرست اعضا حذف شود
|
[ترجمه گوگل]نام او را از لیست اعضا حذف کنید
[ترجمه ترگمان]نام او را از فهرست اعضا حذف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Ms/Miss/Mrs/Mr Please delete as applicable.
[ترجمه گوگل]خانم/خانم/خانم/آقا لطفاً در صورت لزوم حذف کنید
[ترجمه ترگمان]خانم \/ خانم \/ خانم \/ آقای لطفا آن ها را به عنوان قابل استفاده حذف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We delete the data once it has served its purpose.
[ترجمه گوگل]زمانی که داده ها به هدف خود رسیدند آن ها را حذف می کنیم
[ترجمه ترگمان]ما زمانی که به هدف خود خدمت کردیم، داده ها را حذف کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Delete the word 'it' and insert 'them'.
[ترجمه گوگل]کلمه "it" را حذف کنید و "آنها" را وارد کنید
[ترجمه ترگمان]کلمه را حذف کرده و آن ها را وارد کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Whenever you delete highlighted text using the Del for Delete key, it disappears from the text editing window into the scrap.
[ترجمه گوگل]هر زمان که متن هایلایت شده را با استفاده از کلید Del for Delete حذف می کنید، از پنجره ویرایش متن در ضایعات ناپدید می شود
[ترجمه ترگمان]هر زمان که شما متن برجسته را با استفاده از کلید حذف حذف می کنید، از پنجره ویرایش متن به زباله دان ناپدید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. You can also delete characters by the word, line, or page.
[ترجمه گوگل]همچنین می توانید کاراکترها را بر اساس کلمه، خط یا صفحه حذف کنید
[ترجمه ترگمان]همچنین می توانید حروف را با کلمه، سطر یا صفحه حذف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

انداختن (فعل)
drop, relegate, souse, put, hitch, toss, launch, cast, sling, thrust, lay away, fell, throw, fling, hurl, hurtle, delete, omit, shovel, hew, jaculate

حذف کردن (فعل)
eliminate, pretermit, expurgate, dele, delete, omit, elide, retrench

برداشتن (فعل)
remove, take, raise, lift, pick up, delete

تخصصی

[کامپیوتر] حذف - حذف کردن - حذف یک کاراکتر، کلمه، تصویر، فایل، یا مانند آن . نگاه کنید به recovering erased files تا از چگونگی بازیابی فایلهای حذف شده آگاه شوید.
[نساجی] حذف کردن - محو کردن - از بین بردن
[ریاضیات] حذف کردن، از بین بردن، حذف نمودن، کنار گذاشتن

انگلیسی به انگلیسی

• totally remove, erase
if you delete information that has been written down or stored in a computer, you remove it.

پیشنهاد کاربران

حذف کردن
مثال:
It will be clearer if you delete the last paragraph.
اگر پاراگراف آخر را حذف کنی واضح تر می شود.
روشیدن ، حذف کردن،
Delete=حذف کردن
Save=ذخیره کردن
Delete ≠ Save
فُروسَتُردَن برابر delete
Del - مخفف کلمه ی دلیت - Delete - به معنای حذف
توضیحات بیشتر درباره مخفف ها در صفحه کلید:
در صفحه کلید کامپیوتر ، بعضی از کلید ها دارای اسم کوچک شده است مانند - Del - مخفف کلمه ی دلیت - Delete - به معنای حذف یا - ins - مخفف کلمه ی اینسرت - insert - به معنای قرار دادن یا - PrtSc - مخفف کلمه ی پرینت اسکرین - print screen به معنای عکس از صفحه ( ی نمایش ) یا - num lock - مخفف کلمه ی نامبر لاک - number lock - به معنای قفل شماره ( یا همان قفل صفحه ی عددی ) یا - Ctrl - مخفف کلمه ی کنترل - Control یا - Esc - مخفف کلمه ی اِسکِیپ - escape - به معنای خروج ( در اصل به معنای در رفتن ) یا - Pg Up - مخفف کلمه ی پیج آپ - page up - به معنای صفحه ی بالا یا - Pg Dn - مخفف کلمه ی پیج دوون - pagedown - به معنای صفحه ی پایین یا - Caps lock - کپس لاک - یحتمل مخفف capital letters lock - به معنای قفل حروف بزرگ یا - ScLk ، ScrLk یا Slk - مخفف کلمه ی اسکرول لاک - Scroll Lock
...
[مشاهده متن کامل]

delete ( verb ) = eliminate ( verb )
به معناهای: حذف کردن، از بین بردن، زدودن
یعنی حذف کردن!
پاک کردن، حذف کردن، برگشت، خارج شدن، تصحیح. . .

خارج شدن
Are You sure you want to delete these messages
پاک کردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)

بپرس