🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Shift blame و Pass the buck:
Shift blame ( تقصیر را جابه جا کردن ) به انتقال مسئولیت از یک شخص به شخص دیگر ( معمولاً بدون پذیرش ) اشاره دارد.
Pass the buck ( تقصیر را به گردن دیگری انداختن ) یک اصطلاح غیررسمی تر است که به همان معنا ( فرار از مسئولیت ) به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
Deflect blame اما تصویری ترین و تأکیدی ترین گزینه است که به دور کردن تقصیر از خود ( مانند منحرف کردن یک پرتابه ) اشاره دارد و بر جنبه های فعال و عمدی این رفتار تأکید می کند.
تفاوت این عبارت با Shift blame و Pass the buck:
Shift blame ( تقصیر را جابه جا کردن ) به انتقال مسئولیت از یک شخص به شخص دیگر ( معمولاً بدون پذیرش ) اشاره دارد.
Pass the buck ( تقصیر را به گردن دیگری انداختن ) یک اصطلاح غیررسمی تر است که به همان معنا ( فرار از مسئولیت ) به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
Deflect blame اما تصویری ترین و تأکیدی ترین گزینه است که به دور کردن تقصیر از خود ( مانند منحرف کردن یک پرتابه ) اشاره دارد و بر جنبه های فعال و عمدی این رفتار تأکید می کند.
🔸 معادل فارسی:
• تقصیر را به گردن دیگری انداختن / مسئولیت را از خود دور کردن
• ( در کاربرد سیاسی و اجتماعی ) از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن
• ( در کاربرد روزمره ) با توجیه یا اشاره به دیگران، خود را بی تقصیر نشان دادن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
The minister tried to deflect blame for the economic crisis onto the previous government.
وزیر سعی کرد تقصیر بحران اقتصادی را به گردن دولت قبلی بیندازد.
He deflected blame by pointing out his colleague's mistakes.
او با اشاره به اشتباهات همکارش، تقصیر را از خود دور کرد.
She deflected blame and refused to take responsibility.
او تقصیر را از خود دور کرد و از پذیرش مسئولیت خودداری نمود.
• تقصیر را به گردن دیگری انداختن / مسئولیت را از خود دور کردن
• ( در کاربرد سیاسی و اجتماعی ) از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن
• ( در کاربرد روزمره ) با توجیه یا اشاره به دیگران، خود را بی تقصیر نشان دادن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
وزیر سعی کرد تقصیر بحران اقتصادی را به گردن دولت قبلی بیندازد.
او با اشاره به اشتباهات همکارش، تقصیر را از خود دور کرد.
او تقصیر را از خود دور کرد و از پذیرش مسئولیت خودداری نمود.
کج کردن تقصیر به سمت دیگری، انداختن گناه به گردن دیگری، دیگری را مقصر دانستن