🔸 معادل فارسی:
• تسلیم شدن / عقب نشینی کردن ( در مقابل نظر یا تصمیم دیگری )
• به احترام یا بزرگی کسی، نظر او را بر نظر خود ترجیح دادن
• ( در کاربرد سیاسی و اجتماعی ) موضع خود را تابع دیگری کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
The junior senator often defers to the senior senator on foreign policy matters.
سناتور جوان تر در مسائل سیاست خارجی، اغلب نظر سناتور ارشد را بر نظر خود ترجیح می دهد ( به او احترام می گذارد ) .
The committee decided to defer to the expert's opinion.
کمیته تصمیم گرفت که به نظر کارشناس احترام بگذارد و آن را بپذیرد.
In the meeting, the manager deferred to the founder on key decisions.
در جلسه، مدیر در تصمیمات کلیدی به بنیان گذار شرکت احترام گذاشت و از موضع خود عقب نشینی کرد.
He wisely chose to defer to his wife's wishes.
او به خردمندی تصمیم گرفت که به خواسته های همسرش احترام بگذارد و آنها را بر خواسته های خود ترجیح دهد.
• تسلیم شدن / عقب نشینی کردن ( در مقابل نظر یا تصمیم دیگری )
• به احترام یا بزرگی کسی، نظر او را بر نظر خود ترجیح دادن
• ( در کاربرد سیاسی و اجتماعی ) موضع خود را تابع دیگری کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
سناتور جوان تر در مسائل سیاست خارجی، اغلب نظر سناتور ارشد را بر نظر خود ترجیح می دهد ( به او احترام می گذارد ) .
کمیته تصمیم گرفت که به نظر کارشناس احترام بگذارد و آن را بپذیرد.
در جلسه، مدیر در تصمیمات کلیدی به بنیان گذار شرکت احترام گذاشت و از موضع خود عقب نشینی کرد.
او به خردمندی تصمیم گرفت که به خواسته های همسرش احترام بگذارد و آنها را بر خواسته های خود ترجیح دهد.
موکول کردن به - به تعویق ( تاخیر ) انداختن تا
مترادف accept هستش.
پذرفتن حرف کسی که مقمش از شما بالاتره
پذرفتن حرف کسی که مقمش از شما بالاتره
نظر کسی را جویا شدن
پذیرفتن نظر یک متخصص
نظر کارشناسی را پذیرفتن
Defer to expert opinion
نظر کارشناسی را پذیرفتن