deer

/ˈdɪr//dɪə/

معنی: اهوی کوهی
معانی دیگر: (جانورشناسی) آهو، گوزن (انواع نشخوارگران تیره ی cervidae از قبیل آهو و غزال و الک و موس و گوزن شمالی)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: deer
(1) تعریف: any of a family of large, swift, hoofed mammals, such as the white-tailed deer or the reindeer, the males of which usu. have antlers that grow and are shed yearly.

(2) تعریف: any of various smaller mammals resembling the deer.

جمله های نمونه

1. deer used to run free in these woods
در این بیشه ها آهوان آزادانه می گشتند.

2. a deer appeared over the brow of the hill
آهویی بر نوک تپه ظاهر شد.

3. a deer appeared plump in my path!
یک آهو درست سر راهم سبز شد!

4. a deer at bay
آهوی محاصره شده

5. a deer hunt
شکار آهو

6. the deer disappeared in a twinkle
در یک چشم بر هم زدن آهو ناپدید شد.

7. the deer hesitated and then disappeared in the forest
آهو مکث کرد و سپس در جنگل ناپدید شد.

8. the deer hopped the wall
آهو از (روی) دیوار پرید.

9. the deer jumped over the fence
آهو از روی نرده پرید.

10. the deer jumped over the hedge
آهو از روی چپر پرید.

11. the deer stood immobile among the trees
آهو بی حرکت میان درختان ایستاد.

12. a buck deer
آهوی نر

13. suddenly a deer came into my line of sight
ناگهان آهویی از راستای دید من رد شد (از مد نظرم گذشت).

14. the little deer scares easily
آهوی کوچک زود می ترسد.

15. the stricken deer lay dying
آهوی تیر خورده در حال مرگ به زمین افتاده بود.

16. they hunt deer by stalking
آنان با تعقیب مخفیانه آهو صید می کنند.

17. a herd of deer
یک گله آهو

18. agile as a deer
تندپا همچون یک آهو

19. i saw a deer floundering in the swamp
آهویی را دیدم که در باتلاق دست و پا می زد.

20. ali akbar skinned the deer
علی اکبر پوست آهو را کند.

21. bugle sounds roused the deer out of the thicket and onto the plain
صدای شیپور آهوها را از بیشه به دشت راند.

22. the hunter shot a deer
شکارچی یک آهو زد.

23. the hunters disemboweled the deer
شکارچیان دل و روده ی آهو را درآورند.

24. ali akbar first eviscerated the deer and then skinned it
علی اکبر اول دل و روده ی آهو را درآورد و سپس پوست آن را کند.

25. the car's noise frightened the deer off
صدای اتومبیل آهو را رم داد.

26. the taking of birds and deer
شکار پرندگان و آهو

27. i followed the traces of the deer into the forest
دنبال ردپای آهو به جنگل رفتم.

28. shapury mistook the ass for a deer and shot it!
شاپوری الاغ را با آهو عوضی گرفت و آنرا با تیر زد!

29. to lose the wind of the deer
رد بوی آهو را گم کردن

30. rustam threw his spear and transfixed the deer to a tree
رستم نیزه ی خود را پرتاب کرد و آهو را به درخت توخت.

31. the leaves had been nibbled away by the deer
آهو برگ ها را جویده بود.

32. his aim was bad and he hit the donkey instead of the deer
هدفگیری او بد بود و به جای آهو الاغ را زد.

مترادف ها

اهوی کوهی (اسم)
gazelle, deer

به انگلیسی

• any of a number of large hoofed mammals (usually the males have deciduous antlers)
a deer is a large wild animal. male deer usually have large, branching horns.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیاهوی کوهیمعانی متفرقه( جانورشناسی ) آهو، گوزن ( انواع نشخوارگران ...بررسی کلمهاسم ( noun ) حالات : deer • ( 1 ) تعریف: any of a family of large, swift, hoofed mammals, s ...جمله های نمونه1. deer used to run free in these woods در این بیشه ها آهوان آزادانه می گشتند. 2. a deer appeare ...مترادفاهوی کوهی (اسم) gazelle, deerانگلیسی به انگلیسیany of a number of large hoofed mammals ( usually the males have deciduous antlers ) a deer is a large ...
معنی deer، مفهوم deer، تعریف deer، معرفی deer، deer چیست، deer یعنی چی، deer یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف d، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف d، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف d، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف d
کلمه بعدی: deer dog
اشتباه تایپی: یثثق
آوا: /دیر/
عکس deer : در گوگل
معنی deer

پیشنهاد کاربران

گوزن
آهو_آهو ها
گوزن_گوزن ها
🦌🦌 آهو
آهوی کوهی
A girl with deer eyes
From inside me, a deer walks towards him with the delicacy of its deer legs

a large wild animal that has four long thin legs, brown fur, and antlers if male
آهو یا گوزن
آهو : ماده
گوزن : نر
any of a family large mammals and vegetarian that they have hoofed :D
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما