decommissioning

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خارج کردن از خدمت / از کار انداختن
• از رده خارج کردن ( تجهیزات یا تأسیسات )
• خلع سلاح کردن ( تجهیزات نظامی ) / غیرفعال سازی
🔸 مثال ها:
• "The decommissioning of the nuclear power plant will take decades. "
...
[مشاهده متن کامل]

خارج کردن نیروگاه هسته ای از مدار عملیاتی دهه ها طول خواهد کشید.
• "The treaty requires the complete decommissioning of all ballistic missiles. "
این معاهده مستلزم خلع سلاح کامل ( خارج کردن از مدار ) تمام موشک های بالستیک است.
🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Disarmament، Retirement، و Shutdown:
Disarmament به معنای خلع سلاح است و معمولاً به کاهش یا حذف سلاح های جنگی اشاره دارد ( اغلب در سطح بین المللی ) .
Retirement به معنای بازنشستگی است و بیشتر برای افراد یا تجهیزات کوچک تر به کار می رود.
Shutdown به معنای تعطیلی یا خاموش سازی است و می تواند موقت یا دائمی باشد.
Decommissioning اما به فرایند رسمی، فنی، و معمولاً دائمی خارج کردن یک تأسیسات یا تجهیزات بزرگ از مدار عملیاتی اشاره دارد و شامل مراحل ایمنی، پاک سازی، و دفع مواد نیز می شود.

از رده خارج کردن
دمونتاژ تاسیسات و تجهیزات ( در قراردادهای نفت و گاز )
decommissioning ( علوم نظامی )
واژه مصوب: کنارگذاری
تعریف: از رده خارج کردن یک هواگرد یا ناو یا سلاح و جدا کردن قطعات آن
راکد سازی
( ساختمان ) برچیدن کارگاه
[حقوق نفت و گاز] برچیدن، رهاسازی